روانشناسی رشد کودک و نوجوان

نمرات امتحان اعلام شد

به اطلاع کلیه دوستان میرساند ، نمرات پایان ترم اعلام شده است

لازم به توضیع است ، استاد تقریبا به کلیه دوستان نمرات کلاسی (۲) و نمره کار عملی (۴) را داده اند و مابقی نمره متعلق به پاسخ سولات میباشد که با نیت  حداکثر کمک به دانشجویات تصحیح شده است

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 23:17  توسط  قاسمی  | 

ادامه جزوه جهت مطالعه و امتحان پایان ترم

فصل پنجم

دوره های مختلف رشد از شیرخوارگی تا دو سالگی

تهیه کنندگان: سهیلا میردامادی، هدا مخملچی، مهرناز یادگاری

اتفاقات دوران حاملگی

برای خانم باردار سوالاتی در مورد چگونگی رشد جنین پیش می آید که عمدتا در مورد نحوه رشد، تکامل، زمان و نوع اتفاقات حاصله می باشد که دانش بشری  توانسته است به این  سوالات پاسخ دهد.

هرجنینی از اختلاط سلولی جنسی ماده (تخمک) و ( اسپرم) به وجود می آید. هر زن درهر ماه تنها یک تخمک تولید می کند. این سلول هر چند با چشم غیر مسلح به زحمت دیده می شود، اما این از بزرگترین سلول های بدن آدمی است. هر مرد چندین میلیون اسپرم تولید می کند که از کوچترین سلول های بدن بشمار می روند و اسپرم چندین هزار برابر کوچکتر از تخمک است.

اسپرم دارای یک دم شلاق مانند متحرک بوده وتحرک زیادی دارد. درضمن مقاربت، چندین میلیون اسپرم وارد رحم می شود که تعدادی از اینها از واژن و رحم عبور کرده  و وارد لوله های فالوپ می گردند یعنی جایی که تخمک رسیده قرار دارد. اسپرم طبیعی قدرت باروری خود را به مدت 48 ساعت حفظ می کند. بنابراین، اگر تخمک رسیده باشد که تقریبا مصادف با وسط سیکل قاعدگی است، شانس باروری حداکثر خواهد بود. اسپرم بعد از رسیدن تخمک به داخل آن نفوذ می نماید در این  ضمن اسپرم دم  خود را از دست می دهد ودر عرض چند ثانیه حاملگی اتفاق می افتد. از این لحظه به بعد فعل وانفعا لاتی با سرعت چشم گیر انجام گرفته وزندگی تازه ای آغاز می شود که  احتمالا تا 70 سال دوام می یابد.

یک ماهگی : در ماه اول جفت که وظیفه تغذیه جنین را بهده تشکیل می شود. در این زمان جنین4/ 1 اینچ طول دارد.

دو ماهگی: طول جنین به یک اینچ می رسد. درماه دوم صورت  انگشتان دست پا چشم وگوش شروع به شکل گیری می کنند.

سه  ماهگی : در پایان ماه سوم جنین 4 اینچ طول داشته است و دست و پاهایش را حرکت

می دهد. اعضای تناسلی نیز در این ماه تشکیل می گردد.

چهار ماهگی: در پایان ماه  چهارم طول جنین به 6  اینچ  با لغ  می گردد. ناخن ها ، مو، ابرو و موژه تشکیل می گردد و صدای قلب جنین را  می توانید بشنوید.        

پنج ماهگی: در ماه پنجم ضربه های سریع را احساس می کنید. طول جنین به  10 اینچ و وزنش به یک پوند بالغ می گردد.

شش ماهگی: جنین33 سانتی متر قد و2 پوند وزن دارد و در پایان ماه ششم تمام اعضای حیاتی تشکیل شده اند.

هفت ماهگی: قد جنین به 14 سانتی متر می رسد و در هفت ماهگی جنین خود را برای زندگی خارج از رحم آماده می سازد.

هشت ماهگی : جنین به رشد خود ادامه می دهد در ماه هشتم جنین فعالتراز قبل می باشد. اگر تولد در این ماه انجام گیرد شانس بقای  نوزاد زیاد است.

نه ماهگی: در پایان ماه نهم، وزن جنین به 7 پوند و قدش به 18 تا20   اینچ می رسد و جنین و مادر هردو برای زایمان آماده اند.

 رشد جسمانی

گرچه رشد جسمانی سریع از مشخصات مهم اولین سال زندگی کودک است، به علت تفاوتهای فردی معیارهای رشد جسمانی در همه موارد ودر تمام سنین قطعیت ندارد. هنگام تولد کودک زندگی انگلی درون رحم مادر را رها می سازد و زندگی مستقل در بیرون رحم را آغاز می کند در لحظه تولد باید رشد نظام عصبی وجسمی نوزاد به حدی باشد که بتواند او را در برابر عوامل و اوضاع خارجی نظیر سرما و فشار هوا محافظت کند. قد نوزاد در لحظه تولد پنجاه سانتیمتر و وزنش تقریبا سه و نیم کیلو گرم است چند روز پس از تولد پنج تا ده درصد وزن نوزاد از بین می رود و پس از آغاز شیر خوردن و عادت به زندگی جدید مجددا وزنش افزایش می یابد.

در دومین سال زندگی که رشد جسمانی همچون سال اول نیست قد کودک حدود 85 سانتی مترو وزنش به حدود دوازده ونیم کیلو گرم می رسد و هنوز مقداری از استخوانهای کودک دو ساله به صورت غضروف و نرم هستند. معمولا در هجده ماهگی ملاج کودک سفت   میشود و بیشتر دندانهای شیری او می رویند.

ادراکات کودک

ادراک بینایی( باصره): حس بینایی  هنگام  تولد نسبت به سایرحواس کودک بسیار ضیعف وناقص است ودیرتر از حواس دیگر تکامل می یابد.

کودک درسه هفته اول زندگی می تواند اعصاب چشم خود را برای دیدن اشیا ی بزرگ، جامد و زنده مانند اسباب بازیهای بزرگ و مادر تحت فرمان درآورد. چنانچه وقتی می بیند        

 مادرش می آید گریه خود را قطع می کند.

درچهارو پنج ماهگی می تواند  میان آنچه می بیند وآنچه دستش می رسد تعادل برقرار کند چنانچه وقتی چیز کوچکی را در نزدیکی خود می بیند دستش را به سوی آن دراز می کند تا با آن بازی کند یا آن را به حرکت درآورد. میان ماههای هفتم و نهم استعداد کودک به برداشتن اشیای ریز از زمین ظاهر می شود.

رشد سیستم عصبی

مغزآدمی مرکز فرمان یک شبکه ارتباطات وسیع است.  سیستم عصبی ( Nerve System) عمدتا کنترل اعمال استخوانها، عضلات و ما هیچه ها، اندام ها، غده ها و رگهای خونی را در بدن به عهده دارد. انتقال پیام ها بین مغز وبخش های گوناگون بدن به وسیله اعصاب که از سلول هایی به نام  نورون (Neuron) تشکیل یافته اند، انجام می گیرد.  بخش بزرگی از مغز را حدود 10 میلیون نورون تشکیل داده  است. پیام های موجود بین مغز وبقیه سیستم  عصبی تکانه های الکترو شیمیایی  هستند که در طول نورون به سرعت حرکت می کنند.رشد سیستم اعصاب پیش از تولد،  درسه و چهار سالگی بسیار سریع است. رشد و نمو در دوران جنینی بیشتر عبارت از افزایش و نمو سلول های عصبی است درحالی که پس از تولد،  کمتر سلول های تازه بوجود می آیند.

رشد و نمو مغزرا مستقیما نمی توان مطالعه کرد و نا گزیر باید به بررسی مغز کودکان که درگذشته ویا اندازه گیری خارجی جمجمه کودکان زنده اکتفا کرد. اندازه گیری ها نشان

می دهند که رشد و نمو فرزند آدمی تا4 سالگی بسیار سریع است و از4 تا 9 سالگی از سرعت آن کاسته می شود و سپس به کندی رشد خود را ادامه می دهد تا 16 سالگی که مغز، به اندازه کامل خود برسد.

  رشد ذهنی کودکان از شیر خوارگی تا 2 سالگی

    هوش، قدرت سازگاری فرد با محیط تلقی شده است. ذهن کودکان در دو سال زندگی در مرحله حرکت قرار دارد که به نظر پیاژه دارای شش مرحله است;

•         مرحله اول : اعمال بازتابی از تولد تا پایان یک ماهگی است. در این مرحله نوزاد از طریق یک سلسله  اعمال انعکاسی نظیر مکیدن با محیط ارتباط برقرار می کند.

•         مرحله دوم: اولین واکنشهای دوری یک تا چهار ماهگی است. در این مرحله کودک پس از انجام یک عمل به صورت تصادفی به تکرارآن می پردازد و از آن لذت می برد. در این مرحله بخشی از اعمال کودک هماهنگ می شود ورفتار تقلیدی در او شکل می گیرد.

•         مرحله سوم: این مرحله چهار تا هشت ماهگی را شامل می شود و به دومین واکنشهای دوری معروف است. هماهنگی بیشتری بین حرکات کودک به وجود می آید در این مرحله کودک می تواند با دیدن بخش معلومی از یک شی پنهان شده آن شی را تشخیص دهد.

•         مرحله چهارم: هدفدار می شود و رفتارش خود به خود رخ نمی دهد کودک می تواند موانع را برطرف کند تا به شی مورد نظرش برسد یا از طریق واسطه قراردادن یک شی به هدف مورد نظرش دست یابد. در این مرحله مفهوم بقای شی حاصل می شود یعنی اگراز حوزه دید او پنهان شود هنوز آن شی برای او وجود دارد.

•         مرحله پنجم:  سومین واکنشهای دوری از دوازده تا هجده ماهگی است که در این مرحله کودک از طریق آزمایش، راه حلهای جدیدی را برای حل مشکلش کشف می کند و مایل است بداند اعمال او چه اثری بر محیط می گذارد.

•         مرحله ششم: ابداع وسایل جدید از طریق فعالیتهای ذهنی از هجده تا بیست وچهارماهگی است در این مرحله اعمال کودک تا خلاقیت همراه است و جنبه آزمایش وخطای صرف    ندارد. همچنین کودک می تواند اعمال مختلفی را باز نمایی کند و به پیش بینی نتایج آنها بپردازد.

رشد عاطفی

عاطفه، پاسخ فرد به نیاز درونی یا محرک بیرونی است که با علام فیزیولوژیکی نظیرافزایش ناگهانی ضربان قلب، انقباض عضلات، بالا رفتن فشار خون و افزایش ترشح هورمون آدرنالین همراه است. قدرت درک و وضع جسمانی کودک در بروز عواطف موثر است. عواطف کودک در دو سال اول زندگی به علت محدود بودن تجارب متعدد و متنوع نیست و با افزایش سن وتجربه پاسخهای عاطفی او متنوع ومشخص و قابل فهم  می شو د.

حالات عاطفی کودکان را باید در واکنشهای آنان جستجو کرد. در چهار تا ده ماهگی ترس از    اشیاء ناآشنا بروز می کند. کودکان در سال اول زندگی به علام خشم و خوشحالی دیگران پاسخ می دهند. چنانچه کودک به فردی دلبستگی شدید پیدا کند در صورت جدا شدن از او مدت طولانی دچار افسردگی می گردد.

کودک در هجده ماهگی درحالت عدم تعادل  به سر می برد و خیلی زود تحریک و عصبانی می شود. در دو سالگی تعادل روانی مطلوبی دارد و در همه زمینه ها آرامترو با ثبات تر از قبل است و دوست دارد دیگران را، از خود راضی کند. موارد عاطفی مشترکی نظیرترس، خشم، پرخاشگری و محبت کم و بیش در همه کودکان مشاهده می شود.

رابطه بین کودک و مادرو نیز کسانی که از او مراقبت می کنند و رشد عواطف او اهمیت بسیاردارد بتدریج که کودک بزرگتر می شود پیوند عاطفی خود را با والدین و اطرافیان نزدیک حفظ کرده، در نتیجه با رفتارها و ارزشهای والدین و مورد علاقه خود همانند سازی می کند.

رشد اجتماعی

دراولین سال زندگی رابطه عاطفی کودک با اطرافیان بخصوص مادر نقش تعیین کننده ای در رشد اجتماعی او دارد یعنی ارضای نیازهای اولیه کودک از جمله، گرسنگی وتشنگی سازنده نگرش آینده او نسبت به دیگران است. مادرعصبانی و مضطرب نمی تواند کودکش را به طور مناسب غذا بدهد و ارتباط عاطفی مطلوبی با او برقرار سازد تکرار این حالت بتدریج غذا خوردن را برای کودک ناراحت کننده می کند در نتیجه باعث بد غذایی و ضعف جسمانی کودک می شود کنترل ادرار و مدفوع نیز در اجتماعی شدن کودک نقش بسزایی دارد و کودک باید آن را بیاموزد. در این مورد مادر نقش اساسی و اولیه را بر عهده دارد چون کودک در حدود شش ماهگی می تواند مادرش را از دیگران باز شناسد، معمولا جدایی طولانی کودک از مادر در این سن آثار ناگواری در رشد شخصیت کودک بر جای می گذارد.

کودک چهارماهه شکل افراد مختلف را در فکرش مجسم می کند قیافه و صدای مادر را بدرستی تشخیص می دهد و با دیدن قیافه آشنایان خوشحال می شود. از هفت ماهگی گرچه بیشتر اوقات خود را به بازی کردن با خودش سپری می سازد به اطرافیان نیز توجه خاص دارد و درباره آنان کنجاو است و نسبت به قیافه های آشنا و بیگانه واکنشهای متفاوتی بروز می دهد. کودک ده ماهه به تقاضای اطرافیان پاسخ می دهد، دوست دارد مورد توجه قرار گیرد و به بازی کردن بسیار علاقه مند است. رابطه کودک بیست ماهه با اطرافیان بر اساس گرفتن است نه دادن، او از انجام دادن کارهایی که بر خلاف میل دیگران باشد لذت می برد و هنوز مایل به همکاری و مشارکت نیست کودک دو ساله تعادل وآرامش دارد . در انجام کارهای شخصی پیشقدم می شود، از تشویق وستایش خوشش می آید و می خواهد اطرافیان را راضی کند و نسبت به محیط و انسانها کنجکاو است.

هرچه والدین کودک را در این زمینه بیشتر تشویق کنند احساس استقلال در او بیشتر رشد می کند و در مقابل حمایت افراطی با تمسخر تلاشهای نا موفق کودک ممکن است او را نسبت به توان خودش مردد سازد.

رشد اخلاقی

کودکان در دوره شیر خوارگی، نادرستی اعمال را برحسب لذت یا درد تعبیر و تغییر می کنند و رعایت حقوق دیگران برای آنان معنی ومفهوم ندارد. کودکان از هجده ماهگی ساختن بازیهای آرمانی از اشیا و امور و رفتارها را شروع می کنند.  بدین معنی که اسباب بازی شکسته می شود همه دگمه های لباس باید سر جای خود باشد و لباس هیچ پارگی نداشته باشد. درهمین زمان کودک درمورد رفتار درست ونادرست در موقعیتهای خاص، معیارهایی را که اغلب در محدوده نظافت، مهار پرخاشگری واطاعت از والدین است، را مشخص می سازد.  این معیارها سر آغاز درک کودک دوساله و ارزیابی رفتارشان را به عنوان خوب یا بد شروع می کند وچنانچه امور با معیارهای آنان هماهنگ نباشد، مضطرب می شود، این مورد در کودکان با فرهنگهای مختلف مشترک است.

مهارت هایی که پس ازراه افتادن در کودک رشد و تکامل می یابند

تا شش سالگی تکامل عضلانی پاها عبارت از مهارت بیشتر در راه رفتن وکسب مهارت هایی است که به دنبال دارد. دو پرش و بالا رفتن بزدوی به دنبال راه رفتن ظاهر می شود. پیش از آنکه کودک به دو سالگی برسد می تواند به جلو وعقب راه برود وبا کمک بزرگترش ازپله بالا وپایین برود ویا روی یک پای خود بایستد. کودک درچهارسالگی می تواند از بلندی 30 سانتیمتر بپرد. از پنج تاشش سالگی کودک طناب بازی را فرا می گیرد.

تفاوت رشد حرکتی میان پسر ودختر

تجارب بعمل آمده نشان می دهند که در بیشترمهارتهای حرکتی وکارهای مربوط به قدرت وسرعت پسران متوسط بردختران متوسط برتری دارند. واین تفاوت میان آنان با پیشرفت سن افزایش می یابد چنانچه استعداد انجام دادن فعالیتهای حرکتی در دختران در14 سالگی به حداکثرش می رسد، در صورتی که پسران تا 17 سالگی از این لحاظ رشد می کنند.دختران فقط در بعضی از ورزشها می توانند با پسران مسابقه دهند وشرکت آنها در فعالیت بدنی پسران جنبه استثنایی دارد و نتیجه احتیاج اجتماعی است.

علت این تفاوت به محیط وطبیعت بدن بستگی دارد. بدین معنی که پسران معمولا پیش از دختران مجال فعالیت حرکتی دارند وزود می توانند بر خلاف دختران در بازیهای گوناگون شرکت کنند و این خود در پیشرفت آنان کمک موثری است. از طرف دیگر عامل بدنی باعث ایجاد این تفاوت می شود یعنی تفاوتهای بدنی دربرتری پسران بردختران ازحیث رفتارهای حرکتی تاثیر زیادی دارد چنانچه حجم بدن دختران هنگام نضج جنسی کوچتر از پسران وبازوها و ساقهایشان نسبتا کوتاهترو تنه هایشان بزرگتر است و همین وضع وحالت مانع شرکت دختران در بعضی ازفعالیتهای بدنی می گردد.

دختران هنگام تولد از لحاظ سن اسکلت (Skeleton Age) تقریبا چهار هفته از پسران جلوتر هستند وتا دوره بلوغ سن اسکلت ایشان در حدود 125 درصد پسران همسال خود است به همین سبب دختران دو سال زودتر پسران به مرحله بلوغ ونوجوانی می رسند

تربیت رشد وتکامل حرکتی

مطالعات آزمایشی رشد وتکامل هماهنگی وهمکاری عضلات نشان می دهند که کودک متوسط قادر است قسمت های مختلف بدنش را کنترل کند واین بیشتر تابع قانون جهت رشد و تکامل است تا سن تقویمی کودک.

 

 

 

 

 

 

 

فصل ششم

تولد تا 7 سالگی

مقدمه

این مرحله از رشد ، از بدو تولد آغاز می شود وتا سن هفت سالگی ادامه می یابد .روانشناسان این دوره را که مراحل نوزادی ، طفولیت وخردسالی را در بر می گیرد ، دوره ی نونهالی می نامند . پیامبر اکرم (ص) این مرحله را سن سیادت وآقایی کودک دانسته وپدر ومادر را موظف به رفع نیازهای مادی وروانی کودک نموده وبرایشان تکالیفی مقرر کرده است.. تربیت کودک در دوره سیادت از دیگر مواردی است که اسلام توجه خاصی به آن مبذول داشته و توصیه های بسیاری نیز دراین خصوص نقل شده است . محبت یکی از اختیاجات اساسی کودک و از مهم ترین عوامل تأثیر گذار بر تربیت روحی وروانی وی می باشد. کودک ،عشق،محبت وعلاقه را در کانون خانواده می آموزد. در اسلام در مورد محبت ومهربانی کردن به کودکان بسیار سفارش شده است. نگاه محبت آمیز پدر به صورت فرزند عبادت است یکی از آموزه های تربیتی پیامبر (ص) در مورد کودکان توصیه به تربیت نیکو و احترام گذاردن به آن هاست دوره ی سیادت وهفت سال آغازین زندگی کودک دوره ای است که کودک بیش از هر زمان دیگری به بازی و نشاط نیازمند است . از دیدگاه روانشناسی ، فلسفه ی بازی کردن کودکان ،آماده سازی آنان برای مواجهه با مشکلات است . به همین دلیل هر چه بازی ها گسترده تر،پیچیده تر و اجتماعی باشد، مصونیت کودکان در برابر مشکلات و آسیب ها بیشتر می شود .از طریق بازی ، کودکان به رشد اجتماعی ، عاطفی وجسمی متعادلی دست می یابند .

رشد اجتماعی کودک در 3 سالگی

کودک سه ساله معمولا کودکی است که برقراری رابطه با او به مراتب آسانتر از کودکان دو و نیم ساله است. در این سن که فشارهای اجتماعی شدن، ظاهر می گردد. کودک سه ساله در برابر بسیاری از تقاضاهای محیطش رام می شود و حتی می تواند خواسته های لحظه ای خود را در ازای ارضای آنها در آینده به تاخیر اندازد.البته این تغییر در رفتار، تا حدودی نتیجه آموزش و یادگیری است.در این کودکان ارضای لذات آنی باید بلافاصله صورت می گیرد. به همین جهت معلمان از شیرینی و تنقلات به عنوان پاداش در یادگیری ها و بدست آوردن پاسخ مناسب از کودکان استفاده می کنند.مقدار واکنش بزرگترها و بازخوردهای آنان در این مرحله، تا حد زیادی، تعیین کننده درجه الگوهای اجتماعی شدن در کودکان است. در این، کودکان رفتارهای اجتماعی خوبی از خود نشان می دهند.

رشد مهارتها  :  کودکان 3 ساله می توانند اعمال روزانه را با دقت عمل و تمرکز حواس بسیار خوبی انجام می دهند. آنها در این مرحله در وضیعیت حرکتی خوبی قرار دارند و ماهیچه های کوچکشان هماهنگی بهتری پیدا کرده اند.این کودکان بیشتر تمایل دارند اسباب بازی های کوکی، مکانیکی و یا وسایل بازی دیگری را دستکاری کنند.در این سن، سه چرخه سواری، چیزی به مراتب بیشتر از یک فعالیت حرکتی است و یا مثلا ماشین آتش نشانی است که کودک حتی صدای سوت و آژیر آن را از خود در می آورد روی پدال آن فشار می دهد و به اطراف می چرخد.

رشد اجتماعی کودک 4 سالگی

کودکان 4 ساله به موقعیت رهبری در گروه بسیار علاقمندند. فعالیتها را خودشان آغاز می کنند و خود به برقراری رابطه دوستی و واکنش نسبت به یکدیگر می پردازند به کشمکش، کلنجار رفتن و ناسزاگویی به یکدیگر تمایل دارند و با دستور دادن و امر کردن سعی دارند، خود را به هم ردیفانشان بشناسانند.کودکان در این سن به دنیای بازی گام نهاده اند و به نظر می رسد رفتار اجتماعیشان تحت تاثیر نیاز به تائید خود می باشد. الگوهای تائید خود در محیط خانه و نیز در باریهای گروهی آشکار می شوند.  از نظر سخنگویی در مرحله پرسش و پاسخ است و از چرا، چگونه، چه و کجا کلمات استفهامی دیگر در حرفهایش بهره می گیرد و از مصاحبت با بزرگترها نیز لذت می برد. کودکان در این سن بسیار کنجکاوند و به اکتشاف بسیاری از امور می پردازند.

رشد مهارتها

رشد مهارتهای کودکان 4 ساله را می توان از طریق بازی با جعبه های چوبی و چگونگی کار با آنها مشخص کرد. انها از انجام همه فعالیتها لذت می برند و و قت خود را در حرکات فعال صرف می کند، آنها را می توان در حال « لی لی کردن»، «جهیدن روی یک پا» مشاهده کرد. وقتی در تاب بازی خود را به جلو هل می دهد و یا روی الکلنگ بازی می کند، گویی از تعادل و هماهنگی حرکات خود غرق در شادی می شود. می تواند دگمه لباسش را ببندد، زیپ شلوارش را بالا بکشد، معماهای ساده و  پازلهای چند تکه ای را حل کند و وسایل بازی را سر هم بندی کرده و جور کند.

رشد اجتماعی کودک 5 سالگی

پنج سالگی نسبت به چهار سالگی دوره پایدارتری است. بدین معنی که در این سن، کودک از همه جهات به توازن و تعادل بیشتری دست می یابد. نسبت به دنیای پیرامونش درک بهتری پیدا می کند. یک پسر 5 ساله به مربی خود گفت: «وقتی کسی مشغول مطالعه و خواندن است ما نباید با صدای بلند حرف بزنیم.» و یا در جایی دیگر گفت: «من با حامد دوست هستم، ولی وقتی او را نیشگون می گیریم، دیگه با من بازی نمی کند.» این کودکان به عواقب و پی آمدهای رفتارهای ضد اجتماعی پی برده و به طور منطقی و عادلانه آنها را می پذیرند، آنها مستقل و خود کفاست و بدون دشواری می تواند محیط خانه را ترک کند.

رشد مهارتها

در این سن بسیاری از کودکان علاوه بر مهارتهای حرکتی ماهیچه های بزرگ، در مهارتهای حرکتی ظریف و یا ماهیچه های کوچک نیز تعادل بهتری کسب می کنند. بسیاری از آنها می توانند با قیچی کار کنند و از کار با چسب لذت می برند. در این به نوشتن و مهارتهای تحصیلی دیگر علاقه نشان می دهند. البته لازم به ذکر است که در این سن نباید آموزشهای رسمی را برای آنها و به صورت جدی ترتیب داد. زیرا هنوز برای یک برنامه سازمان یافته و منظم آمادگی کافی ندارند.

رشد اجتماعی کودک در 6 سالگی

ویژگی های زندگی در خانه کودکان 3 تا 6 ساله را که به رشد عقلانی کمک می کنند، ارزیابی می کند. محیط فیزیکی و شیوه فرزند پروری نقش مهمی دارند. کودکان پیش دبستانی که در رشد عقلانی خوبی دارند، از خانه های پر از اسباب بازی و کتاب برخوردارند. والدین آنها صمیمی و با محبت هستند. به رشد زبان و دانستن علمی کمک می کنند، گردشهایی را به مکان خارج از خانه ترتیب می دهند که چیزهای جالبی برای دیدن و کارهای جالبی برای انجام دادن دارند. آنها همچنین از کودک می خواهند رفتار جامعه پسند داشته باشند مثلا کارهای ساده خانه را انجام دهد و با دیگران مودبانه رفتار کند و در صورتی تعارضی ایجاد شود. این والدین به جای فشار جسمانی و تنبیه از منطق برای حل کردن آنها استفاده می کنند.

رشد کودک از لحاظ عاطفی

پیشرفت هایی که در بازنمایی و ذهنی زبان و خود پنداره صورت می گیرند به رشد هیجانی در اوایل کودکی کمک می کنند کودکان بین 2 تا6 سالگی، اگاهی بیشتری از احساسات خود و دیگران کسب می کنند و توانایی آنها در منترل ابراز هیجان بهبود می یابد. خود پرورانی به پیدایی هیجان های خود آگاه مانند شرم، خجالت، گناه و رشک وغرور نیز کمک می کند. با گذشت زمان،" شناخت آنها دقیق تر و پیچیده تر می شود و واژگان کودکان پیش دبستانی برای صحبت کردن درباره هیجان سریعا گسترش می یابد مثلا می گویند چون او خیلی بلند آواز می خواند، خوشحال است یا چون او دلش برای مادرش تنگ است، غمگین است.

v     دوست دارد بطور مشخص مورد توجه و تحسین قرار بگیرد.

v     پر سر و صدا و پر انرژی است.

v     در زمینه عاطفی ثباتی ندارد، گاهی می خندد و گاهی گریه می کند.

v     زمان کوتاهی رغبت به کار نشان می دهد.

رشد روانی جنسی در نونهالان

 

  در مرحله تناسلي (اديپال)

 كودك در سن 3 تا 6 سالگي , رفتارهاي جنسي بيشتر ظاهر ميشود.از تفاوتهاي ساختماني بين دو جنس آگاه ميشود وكنجكاوي در مورد حاملگي , بچه زايي و مرگ پيدا ميكند.در سه سالگي اكثر بچه ها قادر به انتخاب عكس عروسك با توجه به سن خود هستند و در چهار سالگي قادر به انتخاب عروسك بزرگسالي  با جنس موافق خود هستند.80 درصد كودكان در سه سالگي به اين سوال كه وقتي بزرگ شدي مامان مي شوي يا بابا , پاسخ صحيح مي دهند.اين آگاهي هاي اوليه در مورد هويت جنسي يا جنسيت بر اساس مشكل ساختماني است.دومين جز رفتارهاي مرتبط با نقش جنسي و به طور اختصاصي مردانگي يا زنانگي است و شامل فعاليتهايي است كه در يك فرهنگ مشخص ,  مكردانگي يا زنانگي را نشان مي دهد كه به طور اوليه در بازيها و اسباب بازي ها خود را نشان مي دهد.

   در حدود سه سالگي در مشاهده بازي هاي آزاد كودكان , پسران خشونت بيشتري در مقابل همسالان دارند و بازي با تفنگ و ابزار جنگ را ترجيح ميدهند.اما بازي با عروسك و وسايل خانه در دختران مشاده ميشود.فرصتهايي براي رشد بازي ها در كودكي نقش مهمي در رشد جنسي كودك و اهداف ديگر از جمله توان حل مساله , مهارتهاي بدن , لذت در بازي , كنار امدن با اضطراب ,بهبود روابط و اهداف ارتباطي دارد و لازم است طرز لباس پوشيدن ,آرايش موها و ظاهر كودكان مطابق جنس خودشان باشدو به دختران الگوهاي زنانه (مانند كارهاي منزل)وبه پسران الگوهاي مردانه (مانند تعمير وسايل ,انجام كارهاي سنگين,استفاده از ابزار خشن و ...) آموزش داده شود.

   بر اساس تئوري هاي پسيكوآناليز , كودك در اين مرحله احساس شديد جنسي پيدا كرده و احساس خشم نسبت به دو والد اعمال ميكند و در قالب رل اي مادري , پدري ,دكتر , پرستار , اهداف جنسي و فانتزيهاي تهاجمي اش را اعمال ميكند.ممكن است در اين مرحله اعمال نمايشگري و خود ارضايي مشاهده شود و يا كنجكاوي براي ديدن ديگران وجود داشته باشد كه باعث نگراني شديد والدين و مربيان مهد كودك ميشود.در اين مرحله ژنيتال فقط جنبه ادراري دارد و جنبه جنسي ندارد و با در نظر گرفتن مسائل فرهنگي بايد به طور جدي و آرام با استفاده از تذكر مستقيم , روشهاي حواس پرتي و تغييرات محيطي وحذف شرايط زمينه ساز , اين رفتار كودكان را كنترل كرد . بديهي است استفاده از روشهاي خشن مانند ضربت زدن بر آلت و تنبيه شديد , احساسات شديد كودك و ترس هاي مختلف را در اينده به دنبال خواهد داشت.

   معمولا خشم كودكان در پايان مرحله اديپال بصورت همانند سازي با والد جنس موافق (مادر يا پدر)به صورت مسالمت اميز پايان مي پذيرد . مشاهده كودكان با رفتارهاي متضاد جنسي نياز به بررسي هاي بيشتر در زمينه بيو لوژيك (هورمونها), فرهنگي و خانوادگي دارد.

 

منابع

مشاهده کودک، دکتر مفیدی فریده، 1382

روانشناسی رشد، خانم حیدری اکرم «گیتی»، 1374

روان شناسی رشد، یحیی سید محمدی، تهران ، نشر ارسباران 1382

روانشناسی رشد کودک ونوجوان، اسماعیل سعدی پور، نشر دوران، 1388

www.niksalehi.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل هفتم

موضوع : رشد شخصیت اجتماعی 6 تا 12 سال

فاطمه سادات حسینی ، سحر سلامی،الهه عادل خانی ، مرضیه توحیدی

پيشگفتار

در دوره سوم كودكي، كه دوره نوباوگي يا دوره دبستاني ناميده مي‌شود، كودك وارد دبستان مي‌شود و آموزش رسمي او آغاز مي‌شود. كودك در اين دوره از رشد ذهني سريعي برخوردار است و كم كم با آموزش، خواندن و نوشتن و حساب كردن را فراگرفته و به جهان وسيعتري گام مي‌گذارد.

در اين دوره، رشد بدني كودك از دوره‌هاي قبلي كندتر صورت مي‌پذيرد. كودك در اين دوره، حالتي و عملكردي منطقي‌تر به خود مي‌گيرد و متانت و وقار بيشتر نشان مي‌دهد. تصوير روشن‌تري از خود دارد و موقعيت خود را در محيط پيرامون بهتر درك مي‌كند و تا حدي شبيه بزرگسالان عمل مي‌كند. دوست دارد با افراد بيشتر رابطه داشته باشد سعي مي‌كند از وابستگي‌اش نسبت به ديگران بكاهد و استقلال بيشتري داشته باشد. همسالان و همكلاسي‌ها در كودك تاثير مي‌گذارند و او سعي مي‌كند وقتي بيشتر را با آنها سپري كند. به بازي با همسالان اهميت خاصي مي‌گذدارد. از رشد اجتماعي نسبتا خوبي برخوردار مي‌شود. شخصيت وي در ارتباط با ديگران شكل مي‌گيرد. روابط اجتماعي‌اش توسعه مي‌يابد. با دنياي محسوسات بيشتر رابطه برقرار مي‌كند و ادراكش از مسايل اجتماعي و ملموس‌ عميق‌تر مي‌شود. در اين دوره كودك به حقايق تلخ و شيرين زندگي پي مي‌برد و مي‌تواند واقعيات زندگي را قبول كند، كودك كارآيي بيشتري كسب مي‌كند به نظافت و خودارايي علاقه نشان مي‌دهد و دوست دارد مورد قبول ديگران قرار گيرد.

1- رشد جسماني و شناختي

در اين دوره، رشد قد و وزن كودك كند تر از دوره‌هاي قبلي مي‌باشد. كودك از جوش و خروش و سبكسري گذشته كم مي‌كند. در اين دوران رشد استخوان ريشه يك دفتر 6 ساله به اندازه رشد يك پسر 7 سالاه است. پسران كمي از دختران وزن بيشتري دارند ولي از 11 سالگي اين ريتم به هم مي‌خورد.

از نقاش‌هاي ابتكاري، كودك لذت مي‌برد و سعي مي‌كند اشياء مورد علاقه‌اش را بزرگتر و زيباتر نقاشي كند. در اين دوره فعاليت‌هاي كودكان شباهت و يكساني زيادي نسبت به هم دارند. به بازي‌هاي پرجنب و جوش علاقه‌نشان داده و سعي مي‌كند با همسالان خود ارتباط نزديكي برقرار كند. كودكان اين دوره تفاوت‌هاي فردي بارزي دارند و هر كودك داراي فيزيولوژي خاص خود مي‌باشد و مطابق با طرح رشد خود پيشرفت مي‌كند. در اين دوره احتمال پوسيدگي دندان‌ها و پيدايش بيماري‌ها و انواع حساسيت در كودك افزايش مي‌يابد.

شكل اندام‌هاي بدن كودك و همينطور بسياري از حركاتش هماننند بزرگسالان مي‌شود. علائم بدني قبل از بلوغ در اين دوران كم كم در كودك هويدا مي‌شود. رشد قد، آن ثبات حال‌هاي قبلي را ندارد. در اين دوران- مخصوصا از سن 8 سالگي به بعد – قد دختران كمي از پسران هم بلندتر مي‌شود، دستها و چشمها هماهنگي بيشتري براي نوشتن حاصل مي‌كند و كودك به تدريج به خطهاي غير كتابي آشنايي مي‌يابد و به مرور به سريع‌نوسي عادت كرده و به زيبايي خط اهميت مي‌دهد. در اين دوران، كودك با نقاشي احساسات و تخيلات و بسياري از علايق خود را مطرح مي‌كند. كودك گرايش به فعاليت‌ و تحرك بيشتري پيدا مي‌كند (مخصوصا از ده سالگي به بعد) و سعي مي‌كند مشكلات خود را به دست خويش حل كند. رفاه و آسايش او تحت تاثير خصوصيات ساختماني بدن كودك قرار دارد و مدل‌هاي جسماني وي ايده‌آلي و داراي خصوصيات جسماني بارزي هستند و هماهنگي بيشتري بين عضلات دست و چشم براي نوشتن حاصل مي‌شود. تفاوت در اندام دختران و پسران نسبت به سن‌مان قبل از سالاگي بارزتر است. هر چند رشد كودك بيشتر به وراثت بستگي دارد. ولي عواملي مثل غذا ، استراحت، بهداشت، خانواده در روند رشد دخيل مي‌باشند.  سلامت جسمي ذدر سازگاري عاطفي و اجتمانعي كودك اثر زيادي دارد.

2- رشد و پرورش عقلاني

رشد عقلي در اين دوره به سرعت به سمت تكامل بيشتر ادامه مي‌يابد كودك به تدريج مي‌فهمد كه با انديشيدن و آزمايش و خطا مي‌توان مشكلات را حل كرد. مي‌تواند موقعيتهاي مختلف را به هم ربط دهد و با هم تلفيق كند. رفتارش تا اندازه‌اي شباهت به بزرگسالان مي‌يابد و مقاومتش در مقابل تلقین همچنان كم مي‌باشد. به سرعت نام اشياء قابل لمس و عين را آموخته و تجربيات حاصله را سازماندهي مي‌كند. افزايش مفاهيم و تعميم آن بر اساس عينيات استوار مي‌شود و خواندن و نوشتن و حساب كردن به اين تعميم كمك كرده و با مفاهيم بيشتري او را آشنا مي‌كند. استعدادهاي مختلف وي شكوفا مي‌شود. مخصوصا در زمينه مسايل مهمي رهبري و حركتي در سن ده سالگي رشد كيفي او سريعتر مي‌شود. تصوير روشن‌تري از خويشتن و مقام و موقعيت خود درك مي‌كند. تفكر بيشتري در اين زمينه‌ها از خود بروز مي‌دهد با مفاهيم گسترده‌تر بيشتري آشنايي مي‌يابد. اشياء را مي‌تواند بر اساس سن، جنس، شكل، اندازه و .... طبقه بندي كند و از موارد ا ستفاده از آنها آگاهي كسب كرده و مهارت پيدا مي‌كند. در اين سن موقعيت خانوادگي در وي تائيد به سزايي دارد. مخصوصا در رشد و افزايش بهره هوش وي نقش زيادي خواهد داشت. مشاهدات عينيات و تجربيات ملموس وي را در علت‌يابي مسايل كمك مي‌كند و به مفاهيم پي مي‌برد به درك بهتري از كميت و كيفيت مي‌رسد به طبيعت علاقمند مي‌شود و به زيبايي اهميت خاصي مي‌دهد. جهات اصلي را تشخيص مي‌دهد و به تفكر انتزاعي مي‌رسد و توان آن را دارا مي‌شود كه در نبرد اشياء ، در مورد آنها بينديشد و تفكر كند. كودك در 12 سالگي نيرويش در تجسم فضايي و درك روابط عددي خلاقيت بيشتري پيدا مي‌كند و مي‌تواند اشياء را از نظر خصوصيات كه كمتر نمايان است، طبقه‌بندي و ربته بندي كند. قوه حافظه و درك وي از حقيقي بودن يا غير حقيقي بودن چيزي، بيشتر شده و توجهش به اين موارد بيشتر مي‌شود.

هر گاه آنان را بطور منطقي و شايسته راهنمايي كنند در تفكر منطقي پيشرفت قابل ملاحظه‌اي مي‌كنند. در اين دوره آهنگ رشد عقليو انديشه و استدلال از مراحل پيشين عميق‌تر و سريعتر مي‌باشد و كودك مي تواند جزئيات و ويژگيهاي مختلف مفاهيم و اشياء را درك كند در اين سال‌ها، وي به درك بهتر و بارزتري از علت و معلول مسايل دست مي‌يابد مفهوم زمان را عميق‌تر درك كرده و جهات فرعي و اصلي را به تدريج فرا مي‌گيرد. به زيبايي و دلربايي علاقه زيادي نشان مي‌دهد و درك وي در اين مورد به سمت معيارهاي بزرگسالان سير مي‌كند. دوس دارد اطلاعات بيشتري راجع به اشياء و مسايل مختلف به دست آورد و آنها را طبقه بندي كند. در اين زمان هر چه كودك با راهنمايي و آموزش با پديده‌ها آشنايي بيشتري پيدا كند احتمال پاسخگويي معقول‌تر و بهتر به كودك در اين دوران مي‌تواند هر لحظه به نقطه آغازين برگردد و عملكرد آگاهانه داشته و با تشكيل فرضيات به پيش‌بيني عملكرد خود و ديگران بپردازد و با استفاده از اين عملكرد فرد، كارها را به خوبي انجام داده و از اشتباه خود بكاهد.

3- رشد و پرورش عقلاني

اضسراب و نگراني كودك در اين دوران بيشتر مي‌شود زيرا به توجه همسالان، والدين و معلمان نسبت به خود اهميت مي‌دهد و دوست دارد مورد پذيرش آنها قرار گيرد نسبت به سنين گذشته، از متنانت و خويشتن داري  بيشتري برخوردار است . رنج و شادي مي‌تواند در تحريك عواطف او موثر باشد. در برابر خشم وترس دانش‌هاي دفاعي داشته و رفتارهايش بيشتر جنبه بدني و حركتي دار. اختلاف خانوادگي يا جدايي والدين در عواطف او تاثير بسيار بدي مي‌گذارد و از رابطه عميق خانوادگي تاثير مي‌گيرد . دوست دارد كه همه چيز را بدست آوردو از دست دادن چيزي در او ايجاد خشم و تنفر مي‌كند. خشم و نفرت خود را به صورت مكانسيم‌‌‌هاي مختلفي به صورت قهر و آشتي نشان مي دهد تا اندازه‌اي زا روي بهره و عملكرد آنها، حالت خشم،‌محيت،‌نگراني و خوشحالي را مي‌توان درك كرد.

دوست دارد به هدف فرد زود برس و موانع موجود بر سر راه رسيدن به هدفش او را به خشم مي‌آورد. به مهر و محبت والدين و ديگران محتاج است و اين مهر و محبت به وي پويايي و انرژي مي‌دهد، موفقيت و پيروزي را دوست دارد و آرزو مي‌كند كه هميشه روزگار بر وفق مرا باشد. فكر جدايي از پدر و مادر او را به هراس مي‌اندازد، دوست دارد كه هميشه با آنها باشد. پذيرفته شدن در جمع دوستانو همبازي ها و عدم پذيرش عاطفي از طرف والدين در ايجاد اختلال شديد عاطفي مي‌كند.

در دوره ده سالگي به بعد  واقعيت مرگ را بهتر حس مي‌كند و به حتمي بودن آن پي مي‌برد. بيشتر مواقع از والدين خود اظهار رضايت مي كند و بيشتر اهل عمل و قطعیت مي باشد. درون گرايي و تفكر يكي از ويژگيهاي بارز اين دوره از زندگي كودك است.

در تعبير و تفسير عواطف و انفعلات آينده را تا حدي در نظر مي‌گيرد. اگر كودك اساس خجالت و كمروئي كند خود را كنار مي‌كشد و از همسالان و جمع جدا مي شود. حالات هيجان مثل: خشم،‌ترس در او پايدارتر  از سنین گذشته است و چند دقيقه اي دوام مي‌يابد. پرخاشگري و تعارض وي با ديگران بيشتر جنبه زباني و لفظي دارد دوست دارد در غم و شادي ديگران شريك باشد، مخصوص در ناراحتي با ديگران همدردي مي‌كند و توقع دارد ديگران نيز چنين باشند. از معلم و كودكن همسن و سال خود تاثير مي گيرد و دوست دارد كه هيچوقت چيزهايي كه مونرد علاقه وي است به نظر نيافته و از ابن بابت نگراني ابراز مي‌دارد، مخصوص اگر گروه يا دسته‌اي مورد علاقه وي باشند به خطر افتادن آنها او را به خشم و اضطراب دچار مي‌كند. از آينده نامعلوم و ناموفق مي‌ترسد و دوست دارد بداند كه در آينده چه اتفاقي مي‌افتد. به هنر علاقمند است و دوستدارد احساسات و عواطف شخص خود را بيان كند و معمولا سليقه ها وخلاقيت‌ وي در نقاشي و خط و كارهاي هنري مشخص شود.

كودك همراه با يك سلسه ظرفيتهاي بالاقوه بدنيا مي‌آيد.خصوصيات جسماني مانند، رنگ مو و چشم ، ریخت  بدني و شكل انسان، اساسا در هنگام بسته شدن نطفه تعيين مي شود. در پژوهشي كه با نوزدان، چند دقيقه پس از تولد آنان صورت گرفت،‌ از لحاظ خصوصياتي مانند ميزان فعاليت سازگاري با تغييرات محيط فراخنای توجه و خلق و خي كلي، تفاوت‌هاي پايايي بين آنها مشاهده شد.

اين خصوصيات آغازين خلق و خو در بسياري از كودكان كه مدت بيست سال رشد آنان مورد مطالعه پيگيري قرار داشت،‌پايدار مانده است در رشد و پرورش كودك سه عامل از همان ابتدا موثرند.

1)     فطرت و غريزه: كه انسان در ميليون‌ها سال موجوديت و سير تكامل خود، ساخته و ذخيره كرده است و از طريق ژنها و مطابق قوانين توراث به نوزاد منتقل مي‌شود.

2)     تجربيات: از كليه تجربيات انفرادي و ساده و پيچيده اي كه نوزاد از لحظه تولد، تا لحظه مرگ كسب خواهدكرد.

3)     تعليم و تربيت: كه توسط آن قسمتي از نتايج فرهنگ و تمدن بشر به فرزند انسان منتقل مي‌كند.

انسان از بدو تولد نه تنها احتياج مبرمي به نگهداري و حمايت بسيار دقيق دارد،‌بلكه به آموزش و پرورمش طولاني نيازمند است.

تجربه  نشان داده كه كودكاني چند روزه حتي مي‌توانند به راحتي در استخر شنا كنند و حتي واكنش‌هاي شعور آميز از خود بروز دهند.

بنابراين براي آنكه كودك خود را به بهترين شكل تربيت كنيم محيط اطرافش را به خوبي براي رشد و پرورش او مهيا كنيم و تا جاي ممكن از همه نظر پاك و منزه باشد.

در كودكستان، دبستان، مدرسه و ... و معلم و مربي وظيفه دارند متناسب با مقتضيات سني كودكان، عناصر اساسي فرهنگ را به آنان  انتقال دهند و به كودك و نوجوان در ساختن منش و خلق و شخصيت خويش كمك كنند.

كودك چند هفته بعد از تولد شروع به تقليد مي‌كند و از راه تقليد كارهاي بي شماري مي آموزد و خود را با موقعيت هاي گوناگون وفقمخي دهد اگر راههاي گوناگون را كه مردم برا ي اعمالشان انتخاب ميكنند زير نظر داشته باشيم ،‌مشاهده مي كنيم كه تقريبا همه از الگوي عامي پيروي مي كنند، الگوهايي كه متختصصان مكانيزمهاي شعور نام نهادند.

اين مكانيزمها راههايي هستند كه شخصيت انسان بوسيله آنها در برابر عدم امنيت ، ترس يا اضطراب از خود دفاع مي‌كند و فرقي ندارد كه اين مشكلات از تعارض دروني انسان ناشي  شده است يا از سازگاي بين فرد و محيط.

عواملي كه بر رشد شخصيت اجتماعي كودك اثر دارد

n      شيوه‌هاي پرورش كودك

n      جايگاه سني كودكان در خانواده

n      تك فرزندي

n      تعداد اعضاي خانواده

n      روابط فرزندان خانواده

n      روابط پدر و مادر با فرزندان

چگونگي تشكيل و رشد شخصيت انسان

شخصيت عبارت از مجموعه‌‌يي از صفات و خصوصيات مي‌باشد كه فرد را از ديگران متمايز مي‌سازد. پيرامون شخصيت انسان قرآن مباحث جالب و گسترده‌يي دارد]، چنان كه انسان را موجود دوبعدي مي‌داند يعني بعد مادي و معنوي كه اين دو بعد فرهنگ انسانيت و شخصيت اجتماعي او را در بستر تاريخ شكل مي‌دهد و رشن مي‌سازد . اينكه انسان از لحاظ اسلام چگونه خلق مي‌شود؟ رگه‌هاي شخصيتي او در جهان هستي چگونه خلق مي شود؟ روانشناسي مي‌كوشد تا به اين پرسشها و هزاران پرسش پاسخ گويد. از لحظه‌اي كه خداوند به فرشتگان خطاب مي‌كند كه من مي خواهم جانشيني براي خود در زمين انتخاب و خلق كنم از اينجا فضيلت و برتري انسان در زمين روشن مي شود و بزرگي شخصيت و انديشه فرهنگي او در نظام هستي چهره درخشان و روشن به  خود مي‌گيرد . به گفته دانشمندي كه انسان در اين جهان آنقدر كوچك است مي‌تواند آنقدر بزرگ شود كه جهان در برابرش كوچك شود كه در جهان معاصر عملا ما شاهد كوچك شدن جهان از لحاظ ارتباطات هستيم.

كه جهان را به صورت يك دهكده درآورده است. تشكيل شخصيت انسان در نخستين مرحله از زندگي در خانواده گذاشته مي‌شود. اينكه كدام عوامل باعث رشد و تشكيل شخصيت انسان مي‌شود و كدام است؟ و عواملي كه باعث رشد و تشكيل شخصيت انسان مي‌شود عبارتند از:

1-     نقش خانواده:

خانواده يك گروه كوچك اجتماعي كه شامل يك زوج و فرزندان مي‌باشد و در خانه يكديگر زندگي مي‌كنند. و خانواده، نماد فرهنگي اجتماعي و بهترين دانشگاه براي رشد شكل گيري شخصيت، آموزش و پرورش و تكوين هويت كودكان است. اگر فرهنگ خانواده مبتني بر عدالت آزادي مناسب، قانون و دموكراسي باشد و تمام نيازهاي رواني و حياتي آنان به نحو مطلبوب بر آورده شود آينده كودك هويت پر معني،‌شخصيت اجتماعي،‌حقوقي و سلوك هدفمند مي‌باشد. خانواده شبيه يك ساختماني است كه نيازي به يك طراح و معمار ماهر دارد. چنانچه فرويد داشنمند و روانشناسي معتقد بود كه در نخستين روزهاي زندگي وقتي كودك كلمات من و تو را به زبان مي‌آرود شخصيت او شكل مي‌گيرد و از آن به بعد پيوسته در حال رشد مي‌باشد. و شخصيت انسان از سه نوع فرآيند پويا و متعادل ساخته شده كه بعبارتی از نهاد من و فرامن مي‌باشد او از همان لحظه به هويت خويش پي مي برد كه من كه هستم؟ به كجا آمدم؟ و چطور زندگي كنم؟ و داراي كدام ويژگيهاي حقوق ميباشم؟

خانواده بايد همواره در رعايت حقوق كودكان شان كه باعث رشد شخصيت اجتماعي و سياسي مي شود توجه نمايد.

بعضي از جنبه‌هاي رعايت حقوق اطفال عبارت است از: پذيرش اعلام سرور،نوازش و برخورد خوب، برخورد خوش،‌گوش دادن به او، قبلو عذاو،‌به حساب آوردن ا و،‌عدم تبعيض در خانواده احوال پرسي و احترام و توجه به او مي‌باشد كه رعايت موارد فوق به كودكان نه تنها هويت مي‌دهد بلكه موقفشخصيت او در جامعه آشكار مي‌شود. كودكان زماني مي‌توانند هويت انسان بودن خود را درك نمايد كه به حرفها و سخنان او به مهرباني و بدون تبعيض گوش داده و احترام به نام او را يك اصل و اسلامي و وجداني و حقوقي بداند. بنا گفته مي‌توانيم كه تا زماني ما خانواده‌ةاي تربيت يافته نداشته باشيم فرزندان تربيت يافته نداريم و خانواده نقش اساسي ر ا در تشكيل و رشد شخصيت كودكان دارد و فضاي عاطفي، اخلاق، تعليمي و تربيتي نقش اساسي را در رشد شخصيت كودكان دارد.

2-     نقش اجتماعي:‌

اجتماع گروهي از افرادي است كه بوسيله‌اي يك فرهنگ و روابط پيشينه‌اي تاريخي گرد هم آمده‌اند. قدم دوم بعد از خانواده اجتماع بود. كه نقش اساسي را در رشد شخصيت،‌آموزش و پرورش تكوين هويت انسانها دارد و جامعه‌يي كه داراي شخصيت فكري است كه براي هر درد خود فكري داري و براي هر مشكل خود راهي مي‌يابد در جهان معاصر موضوع شخصيت فكري انسان مطرح بحث است و جامعه شخصيت فري خود را از فكر مي‌گيريد كه بر اساس دردها،‌ نيازها، مسايل سياسي، اقتصادي، اجتماعي و ديني خود جامعه باشد جامعه‌اي كه شخصيت فركي نداشته باشد، تعريف خود را هويت خود را، درد خود را با فكر ديگران بيان مي‌آورد.

شخصيت فكري سلامتي جامعه و تمام نهادهاي آن را حفظ مي‌كند. چرا يك جامعه يك جامعه اسير به اسارت فكري دچار شده و به شخصيت فكري نه مي‌رسد؟ اسارت فكري نه تنها جامعه را با آزادي نه مي‌رساند،‌بلكه امكان رسيدن به شخصيت فكري و هويت انساني را نيز جامعه مي‌گيرد. آياما توانسيم دردهاي گذشته و حال را تداوي كنيم؟  از اشتباهات گذشته چه درس را آموختيم؟ در جواب بايد گفت كه اشتباه هميشه مربوط به گذشته نيست و اما اين امتياز در زمان حال وجود دارد كه با بررسي كردن اشتباهات ديروزي، با مشكلات امروزي برخورد فكري معقول به عمل آمد. مي‌تواند و اين امكاني است كه اشتباهات امروزي را به طور نسبتي كاهش داد. و تكامل بودن شخصيت هويت ما را رنگين تر مي‌سازد. انسان در جامعه امروزي انساني داراي حقوق و آزاد بهاي و تساوي در برابر هم قرار دارند. بناء اجتماع و پيشرفته باعث رشد شخصيت و انديشه سالم شده و جلو تمام بحرانها را مي‌گيرد.

3-     نقش فرهنگ: فرهنگ عبارت از مجموعه از روشها و منشهاي فكري جامعه در مورد مسايل اجتماعي اقتصادي، و مذهبي است. به عقيده دانشمند فرهنگ، بيان كننده شخصيت يك جامعه است و جامعه‌اي كه در مرحله‌ايي از رشد شخصيت فكري و فرهنگي رسيده باشد مي‌تواند درد خود را و خود را و حقوق خويش را بازخواست نموده و خواهان تساوي حقوق دور از تبعيضات در جامعه باشد . به همين علت است كه فرهنگ سالم در يك جامه باعث سلامتي رواني و رشد دهنده شخصيت فرهنگو سياسي مي‌باشد. براي اينكه بدانيكه كه چرا يك جامعه خرافي است ؟

بايد خرافات در فرهنگ جامعه جستو گردد و فرهنگ خوني است كه در شاهرگهاي فكري و معنوي جامعه جريان دارد و جامعه انرژي لازم فكر و معنوي خود را از فرهنگ خود مي‌گيرد. فرهنگ تنها بازتابي از سطح توليد اقتصادي جامعه نيست و فرهنگ نه تنها از اقتصاد بلكه از سياست، دين و مناسبات اجتماعي جامعه  نيز متاثر شده و به نوبه خود به تمام آنها تاثر گذاشته.

آنچه جلو رشد شخصيت انسان را در جامعه مي‌گيرد اسارت فكري، فقر فرهنگي،‌خشونت و آسيبهاي رواني مي‌باشد و فرهنگ سالم بيان كننده شخصيت يك جامعه مي‌باشد. بنا بر اين اگر بخواهيم افراد جامعه ما در مرحله از رشد شخصيت و تكامل برسد، بايد خانواده، اجتماع منحيث يك نهاد فرهنگي و اجتماعي در جهت رشد، آموزش و پرورش ،‌شكل گيري شخصيت از آغاز زندگي آنان تلاش نمايد. تا افراد آينده كه از درون جامعه برمي‌خيزد يك شخصيت سالم داشته و بتواند از طريق انديشه‌هاي سالم كه در محيط امن و محفوظ رشد يافته و جامعه را به سوي آزادي، دموكراسي،

عدالت  و وحدت برساند.

هر انسان در قبال جامعه خويش مسئوليت دارد كه جلو تمام بحرانهاي رواني، اجتماعي و فرهنگي و اخلاقي را بگيرد و خانواده جامعه و فرهنگ نقش اساسي را در رشد شخصيت آموزش و پرورش و شكل گيري شخصيت و تكوين هويت انسانها دارد.

منبع :

روانشناسی رشد نویسندگان : دکتر حسن محمدی ، دکتر شکوه سادات بنی جمالی روانشناسی کودک

نویسنده حسین نجاتی  ( روانشناسی بالینی )

دوران نوباوگی(6 تا 12 سالگی)

دوره دوم از شش سالگی شروع می شود و تا قبل از یازده، دوازده سالگی ادامه دارد. ابتدای این دوره با ورود به مدرسه آغاز می شود. ورود به مدرسه و کلاس کودک را آماده می سازد تا به سرعت تغییراتی در نگرش ها و ارزشها و رفتارهای خود ایجاد کند. کودک در انتهای این دوره به تدریج با تغییرات جسمانی و روانی مهمی روبرو می شود این تغییرات نگرشها و رفتارهای کودک را به نحوی تغییر می دهد.

رشد بدنی

این دوره از نظر رشد جسمی آرام و نسبتا یکنواخت است. مهمترین تغییرات جسمانی در دوره کودکی دوم به شرح زیر است:

قد: افزایش قد متوسط در این دوره بین 5 تا 8 سانتیمتر است. بلندی قد دختر 11 ساله 147 سانتیمتر است و بلندی قد یک پسر متوسط در همین سن تقرببا همین اندازه تا حدودای کمتر است.

وزن: در این دوره وزن در مقایسه با قد بیشتر افزایش پیدا می کند. افزایش سالانه بین 1.5 تا 2.5 کیلوگرم است. وزن دختر 11 ساله متوسط 40 کیلوگرم و پسر 11 ساله حدود 39 کیلوگرم است.

تناسب بدن: در این دوره اگرچه سر هنوز نسبت به سایر اعزای بدن بزرگتر است بسیاری از بی تناسبی ها که در دوره قبل وجود داشت از بین می رود. زیرا دهان و آرواره بزرگتر، پیشانی پهن تر و لبها بزرگتر می شود و بینی هم در اندازه و هم در ترکیب وضع بهتری پیدا می کند. تنه در این دوره درازتر و باریکتر، گردن قوی تر ، سینه و شکم پهن تر، بازوها و ساق ها دراز تر و دست ها و پاها به آرامی و به مقدار کمی بزرگتر می شود.

اندازه چربی و عضله: در دوره کودکی دوم بافت چربی سریعتر از بافت ماهیچه ای رشد می کند در حالیکه در ابتدای بلوغ بافت ماهیچه ای از جهش رشد فراوانی برخوردار می شوند. رشد چربی و ماهیچه بستگی به ساختمان بدنی دارد. روشن است در کودکانی که ساختمان بدنی آندومورفیک دارند رشد چربی بیش از رشد ماهیچه است در حالیکه  کودکان دارای ساختمان بدنی فرومورفیک عکس این قضیه صادق است و در کودکانی که ساختمان بدنی اکتومورفی دارند رشد چربی و ماهیچه بر یکدیگر برتری ندارند و به همین دلیل کودکان استخوانی و لاغر به نظر می آیند.

عوامل زیر عمده ترین دلایل تفاوتهای کودکان در رشد جسمانی است:

1. ساختمان بدنی: ساختمان بدنی کودکان در این دوره بر رشد وزن و قد آنها اثر می گذارد. کودکان دارای ساختمان بدنی اکتومورف که بدنی باریک و دراز دارند از کودکان دارای ساختمان بدنی فرومورف کم وزن ترند. به طور کلی کودکانی که ساختمان بدنی فرومورف دارند در مقایسه با کودکان دارای ساختمان بدنی اکتومورف یا اندومورف از سرعت رشد بیشتری برخوردارند و زودتر به سن بلوغ می رسند.

2. تغذیه و بهداشت: بهداشت و تغذیه مناسب از جمله عوامل مهم رشد جسمانی و روانی کودک به شمار می آیدکودکانی که تغذیه و بهداشت بهتری دارند در مقایسه با کودکانی که از تغذیه و بهداشت ضعیف تری برخوردارند سال به سال رشد بهتری می یابند. کودکانی که در طول سالهای اولیه زندگی از بیماری های مختلف، مصون و محفوظ مانده اند، نسبت به کودکانی که در این سالها دچار انواع بیماریهای دوره کودکی شده اند رشد بیشتری خواهند داشت.

3. فشارهای عاطفی: تنش های هیجانی نیز تاثیر نامطلوبی بر رشد جسمانی دارد. کودکان آرام که تنش های هیجانی و عاطفی ندارند در مقایسه با کودکانی که دارای آشفتگی و تنش های هیجانی هستند از رشد بیشتر برخوردارند. تنش های هیجانی بر رشد وزن بیش از رشد قد تاثیر دارند.

4. هوش: باهوش در مقایسه با کودکانی که به لحاظ هوشی در حد متوسط یا پایین تر از متوسط هستند آمادگی بیشتری برای بلند قدتر شدن و سنگین وزن تر شدن از خود نشان می دهند. اگر چه نمیتوان تاثیر عوامل محیطی و تربیتی را نیز نادیده گرفت.

5. تفاوت های جنسی: تفاوت های جنسی که در رشد جسمانی سالهای اولیه کودکی کمتر مطرح بود در این دوره دخالت بیشتری می کند. چون پسران در مقایسه با دختران رشد ناگهانی دوره بلوغ خود را معمولا دیرتر شروع می کنند تا زمانیکه به بلوغ جسمی برسد تا حدودی هم از نظر قد و هم از نظروزن از رشد کمتری برخوردارند. دندانهای دایمی در دختران تا حدودی زودتر از پسران درمی آید در حالیکه سر و صورت پسران در مقایسه با دختران بیشتر رشد می کند.

مهمترین ویژگی های شناختی کودکان در این دوره به شرح زیر است:

الف) مفهوم نگهداری ذهنی: در این دوره زمینه روانی و شناختی فرد ظرفیت جدیدی پیدا می کند که تثبیت کمیت یا نگهداری ذهنی است اگر تا قبل از دوره ی خصوصیات و مشخصات اشیاء ( اعم از فیزیکی و هندسی) برای او وضع ثابتی نداشتند در این دوره کودک بر اساس عملیات منطقی عینی به دنیای خارج ثبات و دوام بخشیده و ملاکهای ثابتی در ساخت فکری او به وجود می آید. بنابراین منظور از نگهداری ذهنی این است که اگر ظاهر اشیاء خارجی تغییر کند وضع آنها در ذهن کودک ثابت می ماند و او چنین تشخیص می دهد که این اشیاء به ظاهر تغییر کرده، همان اشیاء سابق هستند. نگهداری و تثبیت ذهنی، تابع مسئله ی مهم بازگشت پذیری است. بازگشت پذیری به این معنی است که در هر عملی امکان بازگشت به نقطه شروع است. مثلا زمانیکه خمیر پهنی را به شکل خمیر گرد در بیاوریم کودک با استفاده از مفموم بازگشت پذیری این توانایی را دارد که آن را به شکل اول خود تصور کند و دریابد که آنها از لحاظ مقدار یکی هستند و فرقی نکرده اند.

استدلالهایی که کودک در زمینه نگهداری به کار می بندد:

1. استدلال به صورت این همانی

یعنی یک چیز همان است که بود نه چیزی به آن افزوده شده و نه چیزی از آن کم شده است.

2. استدلال به صورت عمل عکس

به این معنی که کودک خمیر را به صورت اول در بیاورد و تغییری نکرده است.

3. استدلال به صورت جبران

مثلا کودک دو خط هم اندازه ای که دقیقا روبرو هم نیستند را برابر تشخیص می دهد و می گوید بلندی یک طرف کوتاهی طرف دیگر را جبران می کند.  هر سه نوع استدلال متضمن مساله ی بازگشت پذیری است. و این وضعیت در واقع نگهداری ذهنی نسبت به واقعیات محیط را در کودک به وجود می آورد.

انواع نگهداری یا جنبه های مختلف نگهداری ذهنی:مفاهیم نگهداری ذهنی جنبه های مختلف از اشیاءرا در برمیگیرد. این مفاهیم ترتیب عبارتند از :مفاهیم نگهداری ذهنی ماده، وزن و حجم،   :  براساس مطالعات پیاژه، کودک در حدود هفت هشت سالگی فقط بقای کمیت ماده ی اشیاء را قبول دارد اما هنوز فکر می کند که صفات دیگر آن تغییر کرده است. در حدود 9 سالگی به بقای وزن نیز معتقد می شوند ولی هنوز بقای حجم را قبول ندارند. در حدود 11 سالگی به ایم مساله نیز اعتقاد پیدا می کنند همچنین بعد از حدود 7 سالگی به ترتیب خیلی از اصول دیگر مربوط به نگهداری کمیت ها بوجود می آیند مانند عدد، نگهداری طول، نگهداری سطح به نشانه ی رشد تفکر کودک در این دوره است.

1. نگهداری ذهنی ماده،وزن و حجم

دو لیوان مشابه با ابعاد یکسان را که هر دو از آب پر شده به کودک نشان می دهند. دو حبه قند را در یکی از لیوان ها می اندازند و قبلا از او می پرسند آیا سطح آب بالاتر خواهد آمد یا نه. بعد از اینکه قندها در آب فرو رفتند سطح جدید آب در لیوان را ملاحظه کرده، 2 لیوان را وزن می کند به طوری که کودک ببیند لیوانی که در آن قند ریخته اند از لیوان دیگر سنگین تر است. سپس از کودک سئوالاتی می پرسند.

- آیا قند آب شده چیزی از آن در آب (ماده آن) باقی ماند؟

کودکان کمتر از 7 سال منکر هر نوع بقای قند محلول هستند و طبعا بقای وزن و حجم آن را نیز قبول ندارند. از نظر آنها حل شدن در آب مستلزم نابودی کامل و محو شدن قند است. از نظر کودکان طعم شیرین آب نیز بعد از چند ساعت یا چند روز از بین می رود. در هفت سالگی کودک فکر می کند که قند محلول هنوز در آب باقی مانده است یعنی اینکه ماده حفظ می شود در این مرحله حل شدن قند بصورت تبدیل آن به آب شیرین یا دانه های ریز و مخلوط شدن با آب و یا بصورت های حبابهای نامرئی در آمدن توجیه می شود یعنی کودک در این مرحله تغییر شکل ماده را می پذیرد.

- آیا وزن لیوان حاوی قند همانطور سنگین تر باقی خواهد ماند یا بعد از آنکه قند در آن حل شد دوباره مساوی با وزن لیوانی خواهد شد که آب خالص و بدون قند دارد؟

از نظر کودک قند محلول نه وزن دارد و نه حجم. کودک منتظر است بعد از حل شدن قند در آب، وزن آن از بین رفته، سطحش نیز به صورت اول پایین بیاید. در مرحله ی بعدی که حدود 9 سالگی ظاهر می شود کودک در مورد ماده همان استدلال را بکار می برد. اما به یک پیشرفت اساسی دیگر هم رسیده است. به عقیده او هر یک از دانه های ریز قند یا حباب های نامرئی دارای وزن هستند و وقتی همه وزنهای این دانه ها یا حباب های کوچک به یکدیگر اضافه می شوند دوباره همان وزن حبه قندهایی که در آب حل شده اند بدست می آید.

- آیا سطح آب دوباره پایین می آید به طوری که مساوی با دیگری شود یا همان اندازه که هست(حجم آن) باقی خواهد ماند؟

در حدود 11 تا 12 سالگی کودک بالاخره الگوی توجیهی خود را به حجم نیز گسترش می دهد و اعلام می دارد که هر کدام از حبابهای کوچک یا دانه های ریز، جای کوچکی را اشغال می کند و مجموع این جاهای کوچک مساوی با جای قند است که در آب حل شده است به نحوی که دیگر آب در لیوان پایین نخواهد آمد.

2. نگهداری ذهنی عدد:

برای بررسی نگهداری ذهنی عدد ابتدا هفت گلدان یا ظرف مشابه را در یک ردیف قرار داده یک دسته گل در نزدیکی آنها قرار می دهیم سپس از کودک می خواهیم که در هر گلدان یک گل بگذارد سپس گلها را از گلدانها برداشته در یک دسته قرار می دهیم و از کودک سئوال می کنیم آیا هنوز گلها و گلدانها همان تعداد است. آیا تعداد گلها بیشتر شده یا برعکس

کودکان 4 تا 5 سال اغلب نمیتوانند بین گلها و گلدان مقابله یک به یک برقرار کنند آنها گلها را در پایین ردیف گلها طوری قرار می دهند که آخرین گل در برابر آخرین گلدان قرار می گیرد. کودکان 5 تا 7 سال می توانند مقابله یک به یک را انجام دهند به طوری که ردیف گلدانها از نظر تعداد با ردیف گلها برابر است ولی اگر گلدانها از نظر تعداد با ردیف گلها برابر است ولی اگر گلها بصورت دسته درآید کودک معمولا خواهد گفت که تعداد گلدانها بیشتر است. کودک از 7 سالگی به بعد معمولا به سرعت و به درستی جواب های مساله را به دست می آورد. انها درک می کنند که اگر اشیاء پخش یا جمع باشند تعداد آنها تغییری نمی کند.

 

 

3. نگهداری ذهنی طول:

به کودک 2 قطعه چوب یا مداد کاملا یکسان نشان می دهیم. ابتدا از کودک سئوال می شود که آیا چوبها هم طول هستند یا یکی از آنها درازتر است. زمانیکه او اطمینان حاصل کرد که آنها یک اندازه هستند یکی از چوبها به نسبت بالا یا پایین برده می شود. از کودک سئوال پرسیده می شود آیا هنوز چوبها هم طول و هم اندازه هستند یا یکی درازتر است. کدامیک چرا؟

قبل از هفت سالگی کودک اغلب چنین فکر می کند که طول یک چیز نسبت به چیز دیگر هنگامی که حرکت می کند تغییر می کند. بنابراین می گوید قطعه چوبی که بالاتر رفته بلندتر است ولی در مرحله بعد از هفت سالگی به سهولت در می یابد که قطعه چوبها یک اندازه باقی می مانند. کودکان با استفاده از استدلال این همانی و جبران اندازه چوب را با وجود تغییر ظاهری یکسان می بینند.

4. نگهداری ذهنی سطح:

با نشان دادن دو مستطیل مقوایی از کودک سئوال می کنند که آیا آنها هم اندازه هستند یا یکی بزرگتر است. هنگامی که او قبول کرد که آنها هم اندازه هستند مستطیلی که از دو مثلث تشکیل شده است به شکل یک مثلث تغییر داده می شود و سئوال بالا تکرار می شود.

ب) طبقه بندی

طبقه بندی منطق جز به کل است که در این دوره به سهولت در کودک یافت می شود . این توانایی به کودک امکان می دهد که اجزا را در کل داخل سازد یا برعکس اجزا را از کل جدا کند. شکل ساده منطق جز و کل را می توان بصورت دوایر متفاوت هم مرکز که غالبا برای طبقه بندی جانوران و گیاهان به کار می رود نشان داد. در دوره کودکی اول این نوع طبقه بندی وجود ندارد زیرا به کار بردن منطق جز و کل ممکن نیست مثلا اگر اشیایی به شکلها و رنگهای گوناگون داشته باشیم کودک قادر به طبقه بندی آنها نیست فقط آنها را به شکل توده هایی طبقه بندی می کند یعنی او تابع شکل فضایی مجموعه ای است که با این اشیاء تشکیل داده است. هنوز نمی توان منطقی در آن مشاهده کرد اما در دوره دوم کودکی کودک اشیاء مختلف را بر حسب شکل یا رنگ براحتی طبقه بندی می کند و از نوعی منطق که به آن منطق عملیاتی می گویند استفاده می کند.

انواع طبقه بندی :

کودک در این دوره می تواند اشیاء را به شیوه های مختلف طبقه بندی کند. شکل، رنگ و اندازه از عمومی ترین راه های طبقه بندی کودکان است البته کودکان قادرند مجموعه ای از این سه را نیز به کار ببرند و بر اساس کاربرد، جنس و ... به طبقه بندی اشیاء بپردازند. بدیهی است که هرچه سن کودکان افزایش پیدا کند شیوه های طبقه بندی آنها متنوع تر می شود.

انواع طبقه بندی: براساس شکل- براساس اندازه- براساس رنگ- طبقه بندی چندگانه

ج) ترتیب یا ردیف کردن

کودک در این دوره با تغییر شناختی دیگری به نام ترتیب یا ردیف کردن روبرو می شود. هنگامی که عمل ترتیب یا ردیف کردن را بیان می کنیم از منطق روابط در کودک صحبت می کنیم پایه و ریشه ردیف کردن یا ترتیب در دوره حسی – حرکتی قرار دارد.

در آغاز هفت سالگی کودک قادر می شود که اشیاء را به ترتیب از کوچک به بزرگ ردیف کند و این پیشرفت به علت بروز بازگشت پذیری است. این منطق عینی است یعنی شکل و محتوا را از هم جدا شده اند و به کار بستن این منطق در شرایط عینی امکانپذیر است.

پیاژه بین ردیف کردن و طبقه بندی کردن در تفکر منطقی فرق می گذارد. در عین آنکه دو عمل بسیار به هم نزدیکند و تقریبا در یک زمان برای کودک به وجود می آیند. ردیف کردن منطق روابط و آمادگی کودک را برای کار با عدد نیز شامل می شود زیرا اعداد نیز باید به ترتیب قرار داده شده یا ردیف شوند. در درک اعداد نیز مساله بازگشت پذیری و منطق جز و کل دخالت دارد کودک زیر هفت سال اعداد را به کار می برد ولی هنوز روابط بین اعداد و قانون ترتیبی آن را به طور منطقی درنیافته است. همانطور که وقتی از کودک خواسته می شود که مثلا اعداد را از ده به یک بشمارد نمی توتند یا قادر نیست که جمع و تفریق را که لازمه همین توانایی ترتیب یا ردیف کردن است انجام دهد. کودک در این دوره به چنین توانایی های شناختی دست پیدا می کند.

 

د) مفهوم زمان و مکان

مفهوم مکان یا فضا در کودکان بسیار زود ظاهر می شود. کودکان بسیار زود از جای اشیاء و وسعت و فاصله آن تصوری به دست می آورند. دست زدن به اشیاء و راه رفتن و تمرین حواس به یاری اصطلاحات خاصی مانند چپ و راست- بالا و پایین و مانند آن وضع اشیاء را در فضا روشنتر می سازد. در دوره دوم کودکی، کودک به تدریج آماده می شود که مفهوم مکان را بسیار گسترده تر از دوره قبل و فراتر از صورت محسوس آن درک کند.

اگرچه در این دوره درک کودک از مکان نزدیک و محسوس فراتر می رود درک از امکان هنوز عینی است و او برای درک مکانهای دور نیازمند به تصاویر عینی است.

مفهوم زمان به مفهوم مکان وابسته است اما تحول این مفهوم در ذهن کودک قبل از هفت سالگی است. کودک در این مرحله مفهوم زمان را به صورت یک جریان مستمر تلقی نمی کند او فکر می کند که آدمهای مسن تر در یک سن باقی می مانند بنابراین مادر و مادربزرگ هم سن هستند. ممکن است چنین درکی از زمان و سالهای هشت نه سالگی در کودک وجود داشته باشد اما کودک بعد از هشت، نه سالگی مفهوم توالی وقایع را در زمان درک می کند که چون زودتر متولد شده پس بزرگتر است یا برعکس چون بزرگتر است زودتر متولد شده. همچنین او مفهوم استمرار یا بقای تفاوتهای سنی را درک می کند یعنی اگر من 5 سال بزرگتر هستم همیشه 5 سال بزرگتر خواهم بود. همچنین کودک از نه تا ده سالگی به بعد می تواند مفهوم زمان را مستقل از فاصله و مکان دریابد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل هشتم

دوران نوجوانی

تهیه کنندگان: سمانه دهقان نصیری- زهره فرهمند- ساره شوندی

مقدمه

   دوران نوجوانی هم از نظر نو جوانان و هم از نظر والدین از قدیم ، دورانی دشوارتر از سالهای کودکی قلمداد شده است.دوره نوجوانی مرحله پر کشمکش و گاه دشواری در زندگی است.چرا چنین است؟اولین و آشکار ترین پاسخ  این است که نوجوانی و بخصوص سال های اول نوجوانی قبل از هر چیز دوران تغییرات جسمانی،جنسی،روانی و شناختی و نیز تغییر در الزامات اجتماعی است.این ناعادلانه است که درست در زمانی که نوجوان با سرعت بی سابقه بلوغ جسمانی را می گذراند،اجتماع از او می خواهد که مستقل باشد،روابطش را با همسالان و بزرگسالان تغییر دهد و سازگاری جنسی و آمادگی شغلی داشته باشد.

   نوجوان علاوه بر کنار آمدن با همه این تغییرات رشدی باید بکوشد تا هویتی برای خود کسب کند-پاسخی شخصی برای این سوال قدیمی بیابد که «من کیستم؟»

   نوجوانی،زمان بهینه برای شکل دهی هویت،احساس و مفهومی از خود است که هم تاریخچه گذشته فرد و هم ظرفیت های مورد نیاز برای سلامت روان شناختی در بزرگسالی را به هم در آمیزد.

    رشد جسمی و سریع و وسیع،تغییرات در انتظاراتی که دیگران از رفتار نوجوان و اهداف آینده دارند و تغییر ظرفیت ها برای استدلال در مورد دنیای اشیاء،رویدادها،افراد و روابط اطلاعات بیشتر و متنوّع تری را در مورد حال و آینده فراهم می آورد.

    نوجوانی،مترادف است با روابط همسال. همسالان زمان بیشتری را صرف بودن با یکدیگر می کنند تا با بودن هر گروه دیگری،از جمله با خانواده های خود همسالان و چه در روابط یک به یک در رشد طبیعی نوجوانان اهمیت دارند.که این ارتباط با همسال یک نوع پذیرش اجتماعی محسوب می شود،که این پذیرش اجتماعی،یک عنصر مهم در روابط گروه است و پذیرش عبارت است از: سطح تفاهم بین فردی،توسط شخص نوجوان.

   سه ویژگی تفکر نوجوان درباره اشخاص،روابط و موقعیت ها مخصوصاً برای رشد طی این دوره(12تا18سالگی)مهم است.رشد نوجوان به دلیل فرصت ها ، خواسته ها و محدودیت های تجربه شده بوسیله آنان متفاوت است.قسمتی از این تفاوتها مربوط به تفاوتهای  جنسی است و برخی نیز به تفاوتهای فرهنگی و قومی مربوط می شود.

رشد جسمانی در دوره نوجوانی: دوران نوجوانی در جوامع ساده تر کوتاه و در جوامع پیشرفته صنعتی طولانی تر است.  شروع آن ممکن شامل تغییرات ناگهانی در الزامات و انتظارات اجتماعی و یا انتقالی تدریجی از نقشهای گذشته باشد. با وجود چنین تنوعاتی،یکی از جنبه های نوجوانی همگانی است و آن را از مراحل قبلی مجزا می کند : تغییرات جسمانی و روانی بلوغ که از آغار این دوره نمایان می شود.

   اوج رشد در پسر بطور متوسط در سن13سالگی است و اوج رشد دختران دو سال جلوتر و در سن 11 سالگی است. شکلی که بعداً به خود خواهند گرفت در دختر و پسر،تغییر در قد و وزن با تغیر در تناسب بدن همراه است. ابتدا سر و پنجه های دست و پا به اندازه بزرگسالان می رسد. دست و پا سریعتر از تنه رشد می کند و تنه بعد از همه اینها کامل می شود و تفاوتهای جنسیتی در شکل بدن نیز در دوران اولیه نوجوانی بیشتر می شود.

رشد عقلی نوجوانان

تواناییهای شناختی نوجوانان نیز هم از نظر کیفی و هم از نظر کمی در سالهای نوجوانی به رشد خود ادامه می دهد.

کمی است،از این نظر که نوجوانان تکالیف ذهنی را در مقایسه با سالهای کودکی سریعتر، راحت تر و با کارایی بیشتر انجام می دهند.

کیفی است،  از این نظر که در فرآیندهای نهفته عقلی نوجوانان که برای تشریح و استدلال درباره مسائل به کار می رود، تغییرات مهمی به وجود می آید.

نوجوانان در مقایسه با کودکان از تمایز بین صرف ادراک چیزی و انباشتن آن در حافظه آگاهترند. در ضمن،آنان برای کمک به حافظه خود از روشهای پیچیده تری استفاده می کنند.

آنان بیشتر از کودکان آینده نگرند و بیشتر دارای حسی هستند،مثل:آگاهی از زندگی شامل پیش بینی،فرمول بندی و یافتن راه حلهای برای بعضی از مسائل است.مسائلی از قبیل: برنامه ریزی بودجه خانوادگی یا پیش بینی انگیزه ها و رفتار احتمالی دیگران.

بسیاری دیگر از جنبه های رشد نوجوانی نیز به پیشرفتهای شناختی در این دورن بستگی دارد.تغییراتی در ماهیت روابط بین والدین و فرزند،بروز خصوصیات شخصیتی،برنامه ریزی آینده تحصیلی و اهداف شغلی،توجه به مسائل سیاسی،اجتماعی و ارزشهای شخصی و حتی ایجاد حس هویت شخصی،همگی به شدت تحت تأثیر تغیرات شناختی است،که این نوجوانان در این سن اجتماعی شدن لازم دارند و همچنین استقلال.غالب مطالعات نشان میدهد که در دوران پیش از نوجوانی و در اوایل نوجوانی نیاز به همنوایی با همسالان زیاد می شود.( 9 یا 10 سالگی تا 12 یا 14 سالگی )

و از اواسط دوران نوجوانی تا اواخر آن از میزان آن کاسته می شود.( 14 یا 15 سالگی به بعد ).اوایل نوجوانی زمانی آغاز میشود که فرد از نظر جنسی به بلوغ می رسد و سرعت رشد جسمانی زیاد است و معمولاً 11 تا حدود 14 سالگی را شامل می شود.اواسط نوجوانی دربرگیرنده سنین 14 تا 18 سالگی است،که در این دوره تغییرات بلوغی تقریباً کامل می شود.

نوجوانی دوره آشفتگی و طغیان است و نوجوانان،غیر قابل پیش بینی،چالاک و معذب هستند زیرا تغییرات جسمانی بلوغ خواسته های جسمی را افزایش میدهد. در این دوره کوجه فرد به دوستان و همسالان غیر همجنس معطوف می شود . دوره نوجوانی به عنوان یک دوره مشخص و متمایز در رشد انسان مطرح شده است.رشد در دوره نوجوانی در برگیرنده تعامل بین عوامل زیستی، اجتماعی و تغییرات شناختی در فرد ، تقاضا ، محدودیت ها و مزایادر محیط آنهاست. بت رشد بدنی و ئهنی ، نوجوان در محیط های مخطلف قرار می گیرند و زمان بیشتری را با همسالان و مدت زمان محدودتری را با افراد خانوادهصرف می کنند و از گستره وسیع تری از تاثیرات اجتماعی برخوردار می شوند.دوره نوجوانی ، نه تنها به عنوان یک دوره متمایز رشد ، بلکه در عین حال به عنوان دورهایدر دامنه زندگی باید مورد توجه قرار گیرد. در این دوره ، توانایی بالقوه مهمی برای تفکر  صوری رشد می کند. بر خلاف خصوصیات تفکر در دوران کودکی ، تفکر نوجوان در این سن ، (12 تا 18) شامل توانایی بیشتری برای اندیشیدن در مورد احتمالات ، فکر کردن از طریق فرضیه ها ، آینده نکری ، اندیشیدن در مورد افکارخود و اندیشیدن در مورد چشم و اندازهای دیگران است.

 

اراده و اختیار

تمایز

تداوم

خودروانی

خود اجتماعی

خود فعال

خود فیزیکی

روابط جمعی و تامل با دیگران روی خود اثر می گزارند.

 

بر مبنای یگانه بودن ترکیب و ویژگه های فیزیکی و روانی

بر مبنای قضاوت دیگران و اینکه آنان فردیت او را در طی زمان قبول دارند

حساسیت اجتماعی ، تواناییهای ارتباطی و دیگر مهارت های روانی اجتماعی

ویژگیهای شخصیت اجتماعی

استناد به فعالیت های که بر مقبولیت اجتماعی یا تعملهای بین فردی اثر میگذارد.

اسناد فیزیکی و بدنی که موجب جذابیت و کشش در زمینه اجتماعی و روابط بین فردی می شود

توانایی شناسایی تعارض بین دو خصوصیت، ابتدا در سنین 14 تا 15 سالگی ظاهر می شود.در سنین 17 تا 18 سالگی، نوجوان قادر به یکپارچه کردن اینگونه ناهماهنگی در درون خود است.

در این دوره، نوجوانان،آنچه پیش از همه تحت تأثیر گروه همسالان قرار می گیرند،اموری است که بیشتر به ظاهر مربوطند،مثل پوشش، شیوه آرایش مو و فعالیت های اوقات فراغت در مورد موضوعات اساسی اخلاقی، اهداف و آرزوهای شغلی و تحصیلی و لزوم خویشتن داری، نوعآً هم عقیده اند.برای مثال در این مورد از پژوهشها،تنها موردی که نوجوانان به عنوان شدیدترین تأثیر از گروه همسالان ذکر کرده بودند میزان کارایی در مدرسه و اتمام تحصیلات بود،چیزی که مسلماً خواسته والدین نیز هست.از دید نوجوانان تأثیر همسالان بر ماندن در مدرسه و همراهی با آنها خیلی فراگیرتر از تأثیر آنها در رفتارهای ضّد اجتماعی و خانمان سوز بوده است.بطور کلی،تعارض والدین با گروه همسالان خیلی کمتر از همسویی آنها است.با وجود این تأثیرات ضد اجتماعی در برخی مدارس و جوامع از شدت بیشتری برخوردار است و نوجوانان از جهت احتمال همنوایی یا تقلید از همسالان با هم متفاوتند.

دوره نوجوانی به دوره گذار از کودکی به بزرگسالی اطلاق میشود.این دوره،مرزهای سنّی مشخصی ندارد،اما تقریباً از 12 سالگی آغاز میشود و تا آخرین سالهای دهه دوم زندگی یعنی تا رسیدن به رشد جسمانی کم و بیش کامل،ادامه میابد،کی در این دوره،نوجوان به بلوغ جنسی میرسد و هویت فردی خود را از هویت خانوادگی بنا می نهد.

در این سن(12 تا 18 سالگی)،دستیابی به هویت یکی از خصوصیات نوجوانان است.در این مرحله،هویت یابی در برابر سر در گمی در فرد ایجاد می شود،که پیامد مطلوبی که دارد،داشتن تصویر یکپارچه ای از خود به عنوان یک فرد یگانه.

رفتاری به نام رفتار درونی کردن ممکن است در اوایل نوجوانی بیشتر باشد،چون تنوع و شدت تغییراتی که افراد جوان در این دوره با آن روبرو می شوند،زیاد است.فشار روانی، طی دوره نوجوانی از تعداد تغییرات و ماهیت آنها ناشی میشود.

نوجوانان در این سن،نسبت به اثرات منفی منابع فشار بیشتر آسیب پذیر می شوند،اگر آن منابع با محیط های خانوادگی آشفته، فقدان حمایت خانوادگی و تحولات در مدرسه یا تجربه های کار همراه باشد.

انتقال از دوره ابتدایی به دوره راهنمایی وسپس دبیرستان ، فشارهای زیادی را در نوجوانان وارد می آورد و باعث کاهش در نمرات ، سطح خود پنداره ،عزت نفس و نگرشهای مثبت نسبت به مدرسه می شود که این اثرات منفی زمانی آشکار می شود که چند تغیر دیگر در اوایل نوجوانی با گذر یا انتقال به مدرسه همزمان و توأم میشوند. یکی از منابع فشار، اندازه و پیچیدگی مدارس راهنمایی است.

روابط گروه همسالان،یکی از زمینه های اصلی است که در آن نوجوانان ،ویژگی های شخصی بزرگسالی را در این سن شکل میدهند.

یکی از تغییرات عمده در روابط با گروه همسالان در دوره نوجوانی این است که نوجوانان در این سن روابط خود را بر مبنای علایق و احساسات مشترک و نه صرفا فعالیت های مشترک شکل می دهند. نوجوانان  در این سن، گرایش دارند با کسانی دوست شوند که بتوانند افکار و احساسات خود را با آنها در میان بگذارند.

بطور کلی، روابط با گروه همسالان به عنوان شاخص مهمی از سازگاری در آینده و دوران بزرگسالی مطرح شده اند. عدم پذیزش از سوی همسالان و عدم تجربه دوستی  در اوایل نوجوانی ، اغلب با گستره ای از مشکلات در بزرگسالی ( بعد از نوجوانی) همراه است، از جمله مشکلات رفتاری، شغلی، زناشویی و جنسی.

همنوایی با بزرگسالان، در ابتدای نوجوانی در مقایسه با سنین بعدی احتمال بیشتری دارد.تاثیرات خانواده بر رشد نوجوان پیش از سالهای نوجوانی به خوبی شرو می شود و بر رشد در خلال و بعد ار دهه دوم زندگی نفوذ دارد. روابط خوانوادگی، به نوبه خود توسط تغییرات نوجوانی تاثیر می پذیرد و ممکن است با تسهیل تحولات یا دشوارتر ساختن آن به نوجوان کمک کنند. خانواده در رشد اخلاقی نوجوان ، در این سن نقش دارد.

رشد و نمو بدنی در این مرحله ، مخصوصا نیمه اول آن بسیار سریع است، به طوریکه سرعت رشد بعضی از اعضا دو برابر سرعت رشد آنهادر مراحل پیش می شود. این سرعت رشد در دختران در حوالی 13 سالگی و در پسران در 16 سالگی به نهایت درجه میرسد. بعد تا 18 سالگی به تدریج کاهش میابد. این زشد و تکامل سریع، به استخوانها و عضلات منحسر نیست، بلکه اعضای داخلی را نیز شامل می شود. مثلا عضلات قلب سفت شده حجم آن بطور محسوس بیشتر میشود و قفسه سینه بزرگ میشود. در پسران، شکل حنجره تغییر میابدو در نتیجه، صدا عوض شده ، خشن و غلیظ به اصطلاح «دورگه» می شود. بعد در مدت چند هفته از شدت آن محیط های خانوادگی آشفته، فقدان حمایت خانوادگی و تحولات در مدرسه یا تجربه های کار همراه باشد.

انتقال از دوره ابتدایی به دوره راهنمایی وسپس دبیرستان ، فشارهای زیادی را در نوجوانان وارد می آورد و باعث کاهش در نمرات ، سطح خود پنداره ،عزت نفس و نگرشهای مثبت نسبت به مدرسه می شود که این اثرات منفی زمانی آشکار می شود که چند تغیر دیگر در اوایل نوجوانی با گذر یا انتقال به مدرسه همزمان و توأم میشوند. یکی از منابع فشار، اندازه و پیچیدگی مدارس راهنمایی است.

روابط گروه همسالان،یکی از زمینه های اصلی است که در آن نوجوانان ،ویژگی های شخصی بزرگسالی را در این سن شکل میدهند.

یکی از تغییرات عمده در روابط با گروه همسالان در دوره نوجوانی این است که نوجوانان در این سن روابط خود را بر مبنای علایق و احساسات مشترک و نه صرفا فعالیت های مشترک شکل می دهند. نوجوانان  در این سن، گرایش دارند با کسانی دوست شوند که بتوانند افکار و احساسات خود را با آنها در میان بگذارند.

بطور کلی، روابط با گروه همسالان به عنوان شاخص مهمی از سازگاری در آینده و دوران بزرگسالی مطرح شده اند. عدم پذیزش از سوی همسالان و عدم تجربه دوستی  در اوایل نوجوانی ، اغلب با گستره ای از مشکلات در بزرگسالی ( بعد از نوجوانی) همراه است، از جمله مشکلات رفتاری، شغلی، زناشویی و جنسی.همنوایی با بزرگسالان، در ابتدای نوجوانی در مقایسه با سنین بعدی احتمال بیشتری دارد.

تاثیرات خانواده بر رشد نوجوان پیش از سالهای نوجوانی به خوبی شرو می شود و بر رشد در خلال و بعد ار دهه دوم زندگی نفوذ دارد. روابط خوانوادگی، به نوبه خود توسط تغییرات نوجوانی تاثیر می پذیرد و ممکن است با تسهیل تحولات یا دشوارتر ساختن آن به نوجوان کمک کنند. خانواده در رشد اخلاقی نوجوان ، در این سن نقش دارد.

رشد و نمو بدنی در این مرحله ، مخصوصا نیمه اول آن بسیار سریع است، به طوریکه سرعت رشد بعضی از اغضا دو برابر سرعت رشد آنهادر مراحل پیش می شود. این سرعت رشد در دختران در حوالی 13 سالگی و در پسران در 16 سالگی به نهایت درجه میرسد. بعد تا 18 سالگی به تدریج کاهش میابد. این زشد و تکامل سریع، به استخوانها و عضلات منحسر نیست، بلکه اعضای داخلی را نیز شامل می شود. مثلا عضلات قلب سفت شده حجم آن بطور محسوس بیشتر میشود و قفسه سینه بزرگ میشود. در پسران، شکل حنجره تغییر میابدو در نتیجه، صدا عوض شده ، خشن و غلیظ به اصطلاح «دورگه» می شود. بعد در مدت چند هفته از شدت آن میکاهد و به تدریج خاصیت صدای اشخاص بالغ را پیدا میکند و در سن 17 سالگی آخرین تغییرات صوتی نیز از بین می رود. صدای دختر نیز تغییر می کند ، کمتر محسوس است. آهنگ آن بلیغ تر و رساتر میشود. در در حددود 15 سالگی وضع ثابتی به خود می گیرد. در این مرحله، معده به شدت بزرگ میشود، به طوری که نوجوان یک نوع شهوت غذا خوردن پیدا کرده، بیشتر غذا می خورد و طمعکاری عجیبی نسبت به خوراکی های گوناگون نشان میدهد. به محاسبه معلوم شده است که جیره غذایی یک پسر 14 -17 ساله باید هشت دهم غذای یک مرد کامل باشد و برای دختران در همین سن ، این میزان به هفت دهم کاهش می یابد. زیرا غذای عادی یک زن نیز معمولا هشت دهم غذای یک مرد است. سرعت رشد قد در دوره نوجوانی در پسران میان 5/12 تا 5/14 سالگی و در دختران میان 5/10 تا 14 سالگی به نهایت درجه خود میرسد. بازوها بیش از پاها رشد می کنند. در نتیجه، تعادل فرد بهم می خور. رشد وزن بدن به تراکم چربی در جاهای مختلف بدن و رشد عضلانی مربوط است.

سرعت رشد وزن در دختران میان 5/11 تا 5/14 سالگی به نهایت درجه اش میرسد و بعد، تا کمال رشد به تدریج زیاد میشود.

رشد قد و وزن فرد در دوره کودکی و نوجوانی به اختلاف جنس مختلف می شود، چنانکه قد و وزن پسر تا 11 سالگی بیش از دختر است . سپس این نسبت تغییر کرده، میان 11تا 14 سالگی معکوس  میشود. یعنی قد و وزن دختر افزایش می یابد و بعد از 14 سالگی به همان حالت اولیه بر می گردد و پس از لحاظ قد و وزن بر دختر برتری می یابد. به طور کلی، در دوران بلوغ، آخرین پیشرفت های استخوان بندی انجام میگیرد . رشد و پیشرفت طولی در دختران ، در حدود 16 سالگی متوقف میشود.

از نظر رشد عضلانی و حرکتی ، پسران در نیرو های عضلانی برتر از دختران می شوند و علت آن ، بزرگی شانه ها ، درازی بازو ها و بزرگی دست پسران است. در 18 سالگی نیروی یک پسر ، بطور متوسط دو برابر نیروی یک دختر است.

تعصب نوجوان نسبت به عقاید و مقایسهای گروه همسال و افکار و روش دوستانش، به خصوص میان 12 و 16 سالگی افزایش می یابد، سپس با نزدیک شدن به مرحله کمال ، از تندی و شدت این تعصب کاسته می شود.

مرحله تقلید از پسران:

این دوره در 15 سالگی  آغاز و و گاهی تا 16 یا 17 سالکی ادامه دارد. دختران نوجوان در این مرحله، از حیث رفتار و روش گفتگو ، از پسران تقلید میکنند. پسران در سن 14 و 15 سالگی به خواندن موضوع های مربوط به ابزار آلات مکانیکی ، مسائل علمی و اختراعات تازه علاقه مند میشوند. میان سالهای 15 و 16، به خواندن اخبار ملی ، جهانی و گرداوری معلومات گوناکون اظهار رغبت می کنند و سرانجام در اواخر دوره نوجوانی به داستانهای عشقی متمایل می شوند. ولی دختر ها در 14 سالگی می خواهند داستانهای عشقی بخوانند. سپس در اثر رشد و تکامل در این سن ، به مطاله داستانهای تاریخی، نمایشنامه های گوناگون و اشعار عاطفی مایل می شوند.

منابع:کتاب : روان شناسی رشد نوجوان دیدگاهی تحولی.

ترجمه و تالیف : دکتر مهر ناز شهر آرای.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 18:37  توسط  قاسمی  | 

ادامه سوالات روانشناسی کودک و نوجوان

ادامه سوالات روانشناسی کودک و نوجوان

1.        با ذکر مثال تاب آوری را تشریح نمایید .

2.        منظور از جمله گفته شده است (( رشد جریانی مداوم است )) چیست ؟ آن را توضیع دهید .

3.        به نظر شما آیا اختلافات فردی در فرایند رشد ، کمابیش ثابت است؟ چرا؟

4.        هدف های اساسی ، روانشناسی رشد کودکان و نوجوان را بیان کنید . ( حداقل 5 مورد )

5.        ضمن تعریف روش علمی ، روش بالینی را در مطالعه کودک و نوجوان توضیع دهید .

6.        بابک مثال متغیر مستقل و متغیر وابسته را توضیع دهید .

7.        به نظر شما دلیل استفاده از تعریف عملیاتی واژه ها و اصطلاعات درروشهای بررسیهای کودک  و نوجوان چیست  (بایک مثال ) توضیع دهید .

8.        یکی از روشهای مطالعه کودک و نوجوان (( پژوهش مقطعی )) است  . ضمن بیان آن ، دشواریهای آنهارا بیان کنید .

9.        روش طولی و عرضی را  مورد بررسی قرا داده و تفاوت این دو را بیان کنید .

10.    دیدگاههای روانشناسی رشد  را تقسیم بندی نموده و یکی را به دلخواه توضیع دهید .

11.    ماهیت انسان را از نظر دیدگاههای روانشناسی رشد بیان کنید .

12.    هدف رشد را از نظر دید گا ههای عمده روانشناسی رشد بیان کنید .

13.    وجوه اشتراک نظریه های رشد را بنویسید .

14.    شرطی شدن کلاسیک و عامل را توضیع دهید .

15.    یادگیری اجتماعی از نظر رفتار گریان را توضیع دهید .

16.    این جمله که گفته شده است (( حل مسائل نوجوانان نه صرفا یک مسائل فردی روانشناسی  است بلکه اساسا" یک مسائل اجتماعی فرهنگی است )) برگرفته از کدام نظریه می باشد آنرا توضیع دهید .

17.    نظریه های اجتماعی فرهنگی  را توضیع دهید .

18.    منظور از تعلیق هویت از نظر مارسیا ( پیرو و شاگرد اریکسون )) را توضیع دهید .

19.    از نظر پیاژه رشد شناختی در چند مرحله رخ می دهد . آنها را توضیع دهید .

20.    راه های یادگیری از دیدگاه رفتار گریان را بنویسید .

21.    مراحل مختلف استدلال از نظر کولبرگ رابنویسید .

22.    مراحل (سطح پیش قرار دادی ) از نظر کولبرگ را بنویسید .

23.    عقب ماندگی کارکرد ماهیچه ها معمولا نتیجه چه عواملی است ؟

24.    در یک تقسیم بندی کلی محیط های موثر بر شخصیت  ، کدامند و هریک را به اختصار توضیع دهید .

25.    رشد عاطفی از شیرخوارگی تا 2 سالگی را توضیع دهید .

26.    رشد اجتماعی کودک پنج ساله را توضیع دهید .

27.    استدلال هایی که کودک در زمینه نگهداری به کار می بندد با ذکر یک مثال بنویسید

28.    به اختصار دوران نوجوانی را تشریح نمایید .( رشد عقلی ، روابط با همسالان رشد جسمی )

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 17:53  توسط  قاسمی  | 

استرس در کودکان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 8:52  توسط  قاسمی  | 

روانشناسي رشد کودک

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 8:43  توسط  قاسمی  | 

روشهای تربیت کودکان

 


 

براي كودك، "مادر" همه چيز است. او مركز دنياست. به همين دليل به طور كلي فرستادن كودك قبل از  3سالگي به مهد كودك كار دلخواهي نيست. زيرا او از نظر عاطفي آمادگي پيدانكرده است ولي زماني كه مادر مجبور است فعاليت خارج از خانه داشته باشد، ديگر چاره‏اي  وجود ندارد. ولي به هر حال واقعيت اين است كه بايستي از فرستادن كودكان به مهد كودك قبل از  3سالگي خودداري نمود.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 22:17  توسط  قاسمی  | 

وقتی کودک شما غذا نمی خورد .

وقتی کودک شما غذا نمی خورد .

گاهی کودک از خوردن غذا امتناع می کنند و مادر می کوشد به هر طریق ممکن هست غذا را به او تحمیل نماید چراکه می ترسد مبادا به علت کم خوری کودک مواد غذایی کافی به او نرسیده به سلامت او لطمه وارد آید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 18:2  توسط  قاسمی  | 

تست درخت

تست خودشناسی

اول درخت نقاشی کنید بعد خود را بشناسید

درختی را كه كشیده اید با درختانی که در پایین صفحه موجود است مقایسه كنید . ببینید بیشتر شبیه كدام یك است . بعد شرح مربوط به آن درخت را بخوانید تا درباره خود و روحیه تان چیزهای جدید كشف كنید. برای این كه دوستانتان را بهتر بشناسید از آنها بخواهید كه درختی ترسیم كنند.

...

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 13:3  توسط  قاسمی  | 

چطور كودكانی باهوش تربیت كنیم؟

 

چطور كودكانی باهوش تربیت كنیم؟

 
 
با به كار بردن روش‌ها و برنامه‌ریزی‌های خاصی در زندگی روزمره و در فضای آموزشی كودكان، می‌توان قدرت تفكر و هوش آنها را پرورش داد.

همه انسان‌ها دوست دارند كودكانی باهوش داشته باشند. هوش علاوه بر زمینه ژنتیك، تا حدی هم اكتسابی است و در طول زندگی و به نسبت شرایط محیطی از آغاز تولد تا بزرگسالی و براساس آموزش‌های فرد در او شكل می‌گیرد. 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 14:42  توسط  قاسمی  | 

ده روش ساده و قشنگ برای تغییر کردنه رفتار و افکارمون!!!

   مطالبی اول برای تغییردادن خودمون!        (و بعد برای کودکانمون!!!)  

1. یک مسیر جدید انتخاب کنید. به دنبال یک راه جدید برای رسیدن به مقصدتان باشید. برای رفتن سر کار چه پیاده از پارک رد می شوید یا با اتوبوس می روید، سعی کنید یک مسیر جدید برای خود انتخاب کنید که به شما ایده ها و بینش تازه ای نسبت به محیطتان بدهد.

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 15:32  توسط  قاسمی  | 

مطالب قدیمی‌تر